بررسی هیوندای i30

بررسی هیوندای i30

بررسی هیوندای i30

شرکت خودروسازی هیوندای همواره تلاش کرده است تا در ساخت مدل‎های جدید نظیر هیوندای i30، اصالت خود را حفظ کند. اگرچه در گوشه و کنار مطرح است که این خودرو در اروپا از نقطه نظر طراحی، زیاد مورد اقبال عمومی قرار نگرفته است، اما در قضاوتی منصفانه باید گفت طراحی آن خیلی هم بد نیست. چه بسا، طراحی داخلی این هیوندای از طراحی خارجی آن نیز زیباتر و باشکوه‎تر است.

بررسی هیوندای i30
بررسی هیوندای i30بررسی هیوندای i30
بررسی هیوندای i30بررسی هیوندای i30
بررسی هیوندای i30

صندلی‎های راحت، داشبورد منحصر به فرد، و کنسول وسط از جمله ویژگی‎هایی است که در نمای داخلی، نظرها را بیش‎تر جلب می‎کنند. طراحی داخلی i30 به گونه‎ای است که هیچ لرزش یا صدایی در حین رانندگی در سطح جاده به گوش راننده و سرنشینان نمی‎رسد. مدل قدیمی این خودرو در حال حاضر توسط شرکت آسان موتور وارد کشور می‎شود و قیمت آن در حدود 103 میلیون تومان است.

بررسی هیوندای i30

با نگاهی به حجم کابین خودرو متوجه خواهید شد که این فضا برای راحتی کامل سرنشینان کافی است و با ویژگی که صندلی‌های عقب برای سرنشینان فراهم ساخته است، آن‎ها می‎توانند بهترین وضعیت نشستن را برای خود تنظیم کنند. از جمله امکانات و آپشن‎های این خودرو می‎توان به سردنده چرمی، سنسور پارک عقب،سیستم دسترسی بدون کلید، شیشه‌های برقی، گرمکن آینه‎های جانبی، چراغ مه‎شکن، سیستم ترمز ضدقفل (ABS)، قفل ایمنی کودک، برف پاک‎کن عقب، قفل ضدسرقت، کنترل آب و هوای اتوماتیک، کیسه هوا(جلو، جانبی، پرده‎ای)، سانروف برقی، سیستم کنترل پایداری الکترونیک (ESC)، پورت‎های iPod، USB و AUX اشاره کرد.

بررسی هیوندای i30

به‎طورکلی چهار انتخاب اعم از (1) Classic، (2) Active، (3) Style، و (4) Style Nav برای موتور این هیوندای جدید در نظر گرفته شده است. با وجود این، در حال حاضر دو تیپ موتور چهار سیلندر موجود است: (1) حجم 1.4 لیتر با قدرت 98 اسب بخار (BHP) و (2) حجم 1.6 با قدرت 118 اسب بخار (BHP) مجهز به گیربکس 6 سرعته اتوماتیک. با همه این تفاسیر، مدلی که اکنون در انگلیس به فروش می‎رود، مبتنی بر موتورهای CRDiبه حجم 1.4 لیتر با قدرت 89 اسب بخار (BHP) و 1.6 لیتر با قدرت 109 اسب بخار است. آخرین ورژن موتوری که هیوندای بر روی آن متمرکز شده است، حجم 1.6 لیتر و قدرت 126 اسب بخار (BHP) دارد. بنا به گفته شرکت سازنده، میزان آلایندگی این خودرو چیزی در حدود ۹۷ گرم به ازای هر یک کیلومتر است که این عدد در مقایسه با سایر خودروها، تقریباً معقول و منطقی به نظر می‎رسد. شتاب 0 تا 100 هیوندای i30 در حدود 11 ثانیه است. اگرچه این هیوندای در جاده عملکرد بسیار خوبی دارد، اما اندکی صدای باد به داخل کابین خودرو منتقل می‎شود و در دنده‌های بالاتر احتمال افزایش میزان سوخت نیز وجود دارد.

بررسی هیوندای i30
بررسی هیوندای i30بررسی هیوندای i30
بررسی هیوندای i30

جالب است بدانید که جهت ایجاد سازگاری با سلیقه شهروندان اروپایی، هیوندای i30 را در آلمان طراحی کرده‎اند. رینگ‎های آلیاژی 16 اینچی، سپرها، چراغ‎های LED، چراغ‎های مه‎شکن، جلو پنجره، اسپویلر عقب، و طراحی شیب‎دار سقف، چهره این خودرو را اسپرت‎تر کرده است.

بررسی هیوندای i30

گذشته از اندکی ضعیف بودن سیستم فرمان و عملکرد دنده در سرعت‎های بالا، قیمت این خودرو در مقایسه با سایر هم‎رده‎های خود پایین‎تر است. رفتار این خودرو در دست‎اندازها و مسیرهای ناهموار بسیار خوب است و آن‎ها را به خوبی پشت سر می‎گذارد. از نظر قیمت این خودرو با رقبائی چون MG6، سراتو، مزدا 3 و حتیماکسیما در یک حدود هستند، شما کدام را انتخاب می‎کنید؟


پژو 308 (2014) رونمایی شد

پژو 308 (2014) رونمایی شد

پژو 308 (2014) رونمایی شد

پژو 308 یکی از محبوب‎ترین محصولات این خودروساز فرانسوی است. بدون شک نمی‎توان شباهت 308 جدید با پژو 2008 متعلق به کلاس کراس‎اوور را انکار کرد. نمای جلوی این خودرو به لطف بهره‎گیری از چراغ‎های LEDو طراحی زیبای کاپوت و طرح جدید چراغ‎های مهشکن، بسیار زیبا و پویا به نظر می‎رسد.

پژو 308 (2014) رونمایی شد

خطوط برجسته بدنه که از جلوی خودرو تا عقب کشیده شده‎اند، در کنار رینگ‎های پنج پره، نمای کلی این اتومبیل را بسیار عضلانی و حجیم ساخته‎اند. هنوز از اطلاعات فنی این پژو جدید اخباری در دست نیست.

پژو 308 (2014) رونمایی شد

گفته شده است که این مدل، سبک‎تر از نسل قبلی خود است و دارای طیف عظیمی از امکانات رفاهی از قبیل صفحه نمایش لمسی 9.7 اینچی می‎باشد. به نظر شما آیا 308 می‎تواند به شهرت و محبوبیت 206 دست پیدا کند؟

پژو 308 (2014) رونمایی شد

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

شاید برای شما نیز این سوال پیش آمده باشد که مفهوم حروف و اعدادی که در نام‎گذاری محصولاتمرسدس-بنز استفاده می‎شود چیست؟ در این مطلب سعی داریم تا کاربران را با معنی این حروف که از هرکدام برای کلاس خاصی استفاده می‎شود، آشنا کنیم. نام مدل‎های مرسدس-بنز اغلب متشکل از یک، دو یا سه حرف همراه با یک عدد دو یا سه رقمی است. تا قبل از سال 1994، حرف لاتین بعد از یک عدد سه رقمی می‎آمد. "عدد" بیانگر حجم موتور و "حرف" بیانگر یک ویژگی از خودرو بود. برای مثال مرسدس-بنزهای 190E که در دهه 60 شمسی مورد استفاده اداره آگاهی بودند، موتور 1.9 لیتری داشتند و E بیانگر سیستم سوخت‎رسانی انژکتور این خودرو بودE مخفف کلمه آلمانی Einspritzen   و به معنی انژکتور می‎باشد).

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

حروف دیگری نیز در نام‎گذاری این محصولات استفاده شده است که در ادامه نظر شما را به آن‎ها جلب می‎نماییم:

:Coupe در خودروهای کوپه

:Diesel در مدل‎های دیزلی

:Einspritzen در خودروهای انژکتور

:Gelandewagen در خودروهای شاسی بلند

:Kompressor در خودروهای مجهز به سوپرشارژر (از سال 1930) و "Kurz" در خودروهای دارای فاصله کوتاه‎تر بین دو محور

:Lang در خودروهای سدان به معنی دارای فاصله بلندتر بین دو محور و "Leicht" در خودروهای اسپرت به معنی سبک وزن

:Rennen در خودروهای مسابقه‎ای

:Sonderklasse در خودروهای خاص و لوکس (Special)

:Touring در خودروهای استیشن و بعضاً تورینگ (GT)

برای مثال مرسدس-بنز 450SEL دارای موتور 4.5 لیتری، لوکس، سیستم سوخت‎رسانی انژکتور و دارای فاصله بین دو محور بلند‎تر می‎باشد.

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

از سال 1994، مرسدس بنز سیستم نام‎گذاری محصولات خود را تغییر داد و هرکدام از آن‎ها را در یک کلاس خاص قرار داد. در این سیستم جدید، هر حرف بیانگر کلاس آن خودرو است و محل قرارگیری آن نیز به بعد از عدد که می‎تواند دو رقمی نیز باشد و بیانگر حجم موتور است، منتقل شد. در ادامه به بررسی سیستم نام‎گذاری جدید می‎پردازیم:

 

A-Class: هاچ‎بک

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

 

B-Class و R-Class: خودروهای چند منظوره (MPV)

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

 

C-Class: کوپه و سدان‎های جمع و جور

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

 

CL-Class: کوپه لوکس

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

 

E-Class: سدان متوسط و بعضاً کروک

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

 

G-Class و M-Class: شاسی بلند (SUV)

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز
کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

 

S-Class: سدان لوکس

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

 

SL-Class: کروک و اسپرت

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

نا گفته نماند تمام محصولات مرسدس بنز، دارای کد 4 کارکتری منحصر به فرد می‎باشند که متشکل از حرف Wو سه عدد می‎باشد. برای مثال W201، کد اتاق یا شاسی مرسدس-بنز 190E  است که شماره فنی قطعات هر مدل نیز با این کد شروع می‎شود. برای مثال، آرم زیر که با عدد 201 شروع شده است، مربوط به بنز 190Eمی‎باشد. امیدواریم تا با این مطلب، نظر شما کاربران گرامی را جلب کرده باشیم. منتظر مطالب دیگری از این سری مقالات در آینده نزدیک باشید.

کلاس‎های مختلف مرسدس-بنز

بهترین‎های بازار آمریکا

بهترین‎های بازار آمریکا

بهترین‎های بازار آمریکا

وب‎سایت معتبر "Strategic Vision" در بررسی سالانه خود از خودروهای داخلی و وارداتی کشور آمریکا، به معرفی بهترین‎های هر کلاس پرداخته است. "الکساندر ادواردز" (Alexander Edwards) مدیر این وب‎سایت در رابطه با این نتایج جدید بیان داشته است: "برای اولین بار در یک دهه گذشته، نتیجه بررسی‎های ما نشان دهنده تعداد بیشتری از خودروهای آمریکایی برتر در لیست اعلام شده است". لازم به ذکر است که لیست اعلام شده به این معنی نیست که محصولات خارجی وارداتی در کشور آمریکا از کیفیت پایینی برخوردار بوده‎اند؛ برای مثال، شرکتی چون فولکس واگن، برای هشت سال پیاپی به عنوان باکیفیت‎ترین خودروساز نامگذاری شد. در ادامه می‎توانید با برخی از بهترین‎های این لیست آشنا شوید. شما کدامیک از بهترین‎های بازار آمریکا را می‎پسندید؟

 

بهترین خودروی جمع و جور: دوج دارت

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین خودروی سایز متوسط: فورد فیوژن - شورولت ولت

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین خودروی سایز بزرگ: فولکس واگن CC

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین خودروی نیمه لوکس: هیوندای جنسیس - آئودی A4

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین خودروی لوکس: لکسوس LS

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین خودروی کوپه: شورولت کوروت

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین مینی‎ون: کرایسلر Town and Country

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین خودروی شاسی بلند: فولکس واگن تیگوان - تویوتا FJ کروزر

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین خودروی کراس‎اوور: شورولت تراورس

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین وانت: شورولت آوالانچ

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

 

بهترین وانت سنگین: فورد F-250

بهترین‎های بازار آمریکا
بهترین‎های بازار آمریکا

هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!

هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!

هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!

کمپانی هایکو اسپرتیو (Heico Sportiv) که یک شرکت تیونینگ است، به مناسبت پنجاهمین سالگرد تأسیس کارخانه تایرسازی پیرلی (Pirelli)، خودروی هاچ‎بک ولوو V40 را در آلمان تیون و رونمایی کرده است. کمپانی‎های هایکو اسپرتیو و پیرلی به مدت 4 سال با یکدیگر در حال همکاری بوده‎اند. خودرویی که تصویر آن را مشاهده می‎کنید، از دستاوردهای حاصل از مشارکت این دو شرکت است.

هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!
هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!
هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!
هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!

این V40 تیون شده با بهره‎گیری از یک موتور 1.6 لیتری مجهز به توربوشارژر، به میزان 33% افزایش قدرت  داشته است. قدرت و گشتاور این خودرو به ترتیب از 148 اسب بخار و 240 نیوتن‎متر به رقمی در حدود 197 اسب بخار و 300 نیوتن‎متر رسیده است. همین مقدار نیرو و گشتاور برای دستیابی به حداکثر سرعت 230 کیلومتر بر ساعت و شتاب 0 تا 100 برابر با 7.9 ثانیه کافی است.

هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!

از نقطه نظر زیبایی شناختی، مدل تیونینگ V40 یا V40 Pirelli Edition با داشتن رینگ‎های پیرلی، بسیار زیبا و جذاب شده است. رنگ مشکی بدنه با رینگ‎های مشکی به خوبی هماهنگ است و هارمونی خاصی را به طراحی بیرونی این خودرو داده است. هم‎چنین، نوارهای قرمز رنگ بسیار جذاب روی رکاب و لبه پایین سپرها، به قدری به هیبت این هاچ‎بک اضافه کرده است که نظر هر بیننده‎ای را به خود جلب می‎کند.

هاچ‎بک ولوو با چهره‎ای متفاوت!

اگرچه این تیونینگ، تحولات فاحشی را در ظاهر این خودرو ایجاد نکرده است، اما تغییرات هر چند اندکی را می‎توان در اسپویلر جلو، رکاب‎ها، سیستم اگزوز، و رینگ‎های آلومینیومی 19 اینچی پیرلی مشاهده کرد. به نظر شما این تیونر در کار خود موفق بوده است؟

ب‎ ام ‎و گرن‎کوپه کانادایی!

ب‎ ام‎ و گرن‎ کوپه کانادایی!

ب‎ام‎و گرن‎کوپه کانادایی!

بی‎ام‎و M6 GranCoupe اواخر سال 2012 معرفی گردید و از این ماه به بازار عرضه خواهد شد. گرن‎کوپه مجهز به موتور هشت سیلندر خورجینی 4.4 لیتری و توربوشارژر دوگانه M است که توانایی تولید 560 اسب‎بخار را در 6000 و 7000 دور در دقیقه دارد.

ب‎ام‎و گرن‎کوپه کانادایی!

شتاب صفر تا صد این بی‎ام‎و تنها 4.2 ثانیه و حداکثر سرعت آن نیز 302 کیلومتر بر ساعت است. حاصل همکاری گروه بی‎ام‎و کانادا و کمپانی مادر، گرن‎کوپهLaunch Edition  است که به رنگ نقره‎ای متالیک می‎باشد و در هماهنگی کامل با  بخش‎های  طوسی رنگ داخل خودرو است.

ب‎ام‎و گرن‎کوپه کانادایی!

در تودوزی سقف و برخی از قسمت‎های داخل کابین از روکش جیر طوسی رنگ استفاده شده است. صندلی‎های جلو  و عقب و قسمت بالایی رودری‎ها با چرم مشکی روکش شده اند. این مدل جدید به سیستم صوتی Bang & Olufsen مجهز گردیده است. اگر شما یک گرن‎کوپه داشتید، آیا می‎توانستید محدودیت 120 کیلومتری اتوبان‎های کشورمان را تحمل کنید ؟!

ب‎ام‎و گرن‎کوپه کانادایی!ب‎ام‎و گرن‎کوپه کانادایی!

بررسی تویوتا RAV4

بررسی تویوتا RAV4

بررسی تویوتا RAV4

از اواسط دهه 1990 تاکنون، تویوتا RAV4 از جمله کراس‎اوورهایی بوده است که بیش‎ترین فروش را در سراسر دنیا داشته است. اما در سرآغاز معرفی هوندا CR-V و فورد Escape که رقبایی برای RAV4 به شمار می‎رفتند، این خودرو نیز طی سال‎های اخیر، دچار یک پوست اندازی شده است و با یک تغییر و تحول اساسی در طراحی، چهره جدیدی از خود را به نمایش گذاشته است.

بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4 بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4 بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4

البته در مدل جدید RAV4 که از ویژگی‎های جدیدتری برخوردار است، یکسری اصلاحات باید انجام شود تا آن ویژگی‎های منحصر به فرد مدل قدیمی خود اعم از موتور 6 سیلندر و صندلی ردیف سوم را از دست ندهد. این شاسی بلند پرقدرت در حالی وارد کلاس خودروهای جمع و جور می‎شود که به ناچار برخی ویژگی‎های مهم خود را از دست داده است.

بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4 بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4 بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4 بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4

طرفداران این خودرو به‎طورکلی خاص هستند و در مقایسه با رقیبانی هم‎چون هوندا و فورد، این خودرو از فضای داخلی بزرگ‎تری برخوردار است. در یک نگاه ظاهری به این RAV4 زیبا به راحتی می‎توانید تغییرات جدید آن را ملاحظه کنید. به‎طور مثال، به عقب این خودرو نگاه کنید؛ در مدل‎های قدیمی، لاستیک زاپاس بر روی درب عقب سوار بود اما در این مدل، در کف عقب ماشین جاسازی شده است. نظیر شاسی‎بلندهای فورد Escape،سانتافه، و مزدا CX-5، تیپ ظاهری این تویوتای دوست داشتنی اندکی به حالت هاچ‎بک نزدیک شده است.

بررسی تویوتا RAV4

اگرچه RAV4 در مقایسه با فورد، کشیده‎تر طراحی شده است، اما عقب آن با فلز و شیشه خوب ترکیب نشده است. با وجود تیز و طاقچه‎ای شکل بودن چراغ‎های عقب، آن‎ها از استانداردهای ایمنی لازم پیروی می‎کنند. گذشته از طراحی نامتناسب درب عقب، اتاق ماشین، هم از نقطه نظر خط و خطوط روی بدنه خودرو و هم از نقطه نظر پلاستیک‎های به کار رفته در آن، خوب طراحی نشده است.

بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4 بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4 بررسی تویوتا RAV4
بررسی تویوتا RAV4 بررسی تویوتا RAV4

این خودرو با داشتن یک موتور 4 سیلندر می‎تواند 176 اسب بخار نیرو تولید کند و آن را از طریق گیربکس 6 سرعته اتوماتیک اسپرت به چرخ‎ها منتقل سازد. شتاب 0 تا 100 این شاسی بلند بی‎نظیر چیزی در حدود 9 ثانیه است. گفتنی است، سیستم تعلیق این خودرو به قدری منعطف است که اجازه می‎دهد تا خودرو به نرمی حرکت کند و گذشته از آن، این فرمان برقی خودرو است که با داشتن وزن مطلوب، حس خوبی را به راننده القا می‎کند.

بررسی تویوتا RAV4

اگرچه اتاق این خودرو، خیلی بزرگ‎تر از نسل قبلی نیست، اما به گفته این شرکت، هنگامی‎که مسافران در این خودرو سوار می‎شوند، احساس خیلی خوبی دارند. در طراحی داخلی این شاسی بلند ژاپنی، از پارچه‎های نسبتاً ارزان و صندلی‎های به نسبت مرغوب اما با راحتی کم استفاده شده است. البته در تیپ XLE این تویوتا، جنس پارچه‎ها بهتر و صندلی‎ها راحت‎تر هستند. در طراحی داخلی مدل‎های Limited، چرم مصنوعی به کار رفته است و از دور، درخشندگی خوبی دارد. جالب است بدانید صرف نظر از این‎که در کدام قسمت از کابین این خودرو می‎نشینید، این RAV4 در مقایسه با شاسی بلند فورد، جادارتر است. 

بررسی تویوتا RAV4

از نقطه نظر ایمنی، این خودرو 8 کیسه هوا دارد و از دیگر امکانات استاندارد آن نیز می‎توان به مواردی اعم از دوربین عقب، بلوتوث، سیستم هشدار نقاط کور، سیستم تهویه مطبوع، کروز کنترل، سیستم تنظیم فرمان تلسکوپی، کنترل‎کننده‎های صوتی و تلفن روی فرمان، و سیستم صوتی و رادیو مجهز به یک صفحه نمایش 6.1 اینچی اشاره کرد.

بررسی تویوتا RAV4

علاوه بر موارد فوق، تیپ XLE این تویوتا به کنترل آب و هوای اتوماتیک، سانروف، و چراغ‎های مه‎شکن نیز مجهز می‎باشد. گذشته از این‎ها، دور فرمان تیپ Limited با چرم مصنوعی نیز پوشش داده شده است. هم‎چنین،سیستم مسیریاب ماهواره‎ای (GPS) همراه با پکیج اپلیکیشن Entune و رادیو ماهواره‎ای از دیگر آپشن‎هایی است که روی همه تیپ‎ها و مدل‎های این خانواده قرار داده شده است. شایان ذکر است، در مدل Limited، یک سیستم صوتی JBL همراه با 11 بلندگوی 576 وات نیز تعبیه شده است. به گفته مدیران ارشد شرکت خودروسازی تویوتا، قیمت پایه این RAV4 چیزی در حدود 24,145 دلار برآورد شده است.

بررسی تویوتا RAV4

آئودی R8 مقابل نیسان GT-R

آئودی R8 مقابل نیسان GT-R

آئودی R8 مقابل نیسان GT-R

دو سوپرخودروی نیسان GT-R و آئودی R8 از دو نسل مختلف در جاده‎های خطرناک و مشرف به در‎ه‎ها به رقابت تنگاتنگ با یکدیگر پرداخته‎اند تا هر یک ثابت کنند که برترین هستند. آن چه در این رقابت با قضاوت کارشناسانی هم‎چون کارلوس لاگو (Carlos Lago) و اِد لوه (Ed Loh) مشخص شد، این بود که از بین این دو خودرو، نیسان بسیار خشن‎تر عمل کرد تا آئودی! به عبارت بهتر، این گشتاور فوق‎العاده و وضعیت چهار چرخ متحرک (AWD) بوده است که باعث شده است تا نیسان GT-R در این مبارزه رو در رو خوش بدرخشد.

آئودی R8 مقابل نیسان GT-R
آئودی R8 مقابل نیسان GT-Rآئودی R8 مقابل نیسان GT-R
آئودی R8 مقابل نیسان GT-Rآئودی R8 مقابل نیسان GT-R
آئودی R8 مقابل نیسان GT-R

این نیسان دوست داشتنی که به "گودزیلا" شهرت دارد، با داشتن یک موتور V6 مجهز به توربوشارژر می‎تواند 545 اسب بخار نیرو تولید کند و شتاب 0 تا 100 معادل 2.7 ثانیه از خود بر جای بگذارد. این میزان شتاب، یادآور سوپرخودروهایی نظیر بوگاتی ویرون و پورشه 911 توربو S به عنوان سریع‎ترین خودروهایی است که تاکنون توسط مجله Motor Trend تست شده‎اند.

آئودی R8 مقابل نیسان GT-R
آئودی R8 مقابل نیسان GT-Rآئودی R8 مقابل نیسان GT-R
آئودی R8 مقابل نیسان GT-Rآئودی R8 مقابل نیسان GT-R

حتی رندی پوبست (Randy Pobst) که بهترین رکورد سرعت را در رانندگی با نیسان GT-R در پیست Willow Springs به ثبت رسانده است، عنوان می‎کند: "ای کاش عملکرد و هندلینگ ماشین مسابقه‎ای ولوو من هم مثل نیسان بود تا می‎تونستم به اندازه GT-R بهش افتخار کنم".

آئودی R8 مقابل نیسان GT-R

به گفته "کارلوس لاگو"، آئودی R8 با داشتن یک موتور V10 و قدرتی برابر با 550 اسب بخار، اگرچه کم‎تر از نیسان خودنمایی کرده است، اما به نوبه خود، بسیار خاص، منحصر به فرد، و ایده‎آل است. البته این سوپرخودرو که گیربکس با کلاچ دوگانه دارد، در مسابقه درگی که با نیسان GT-R داشت، توانست با تعویض دنده‎های سریع و نرم، بسیار خوب عمل کند و نتایج درخشانی را از خود برجای بگذارد. با همه این اوصاف، شما کدامیک از این دو سوپرخودرو را ترجیح می‎دهید: نیسان GT-R یا آئودی R8؟

جشن 65 سالگی لندروور!


جشن 65 سالگی لندروور!

جشن 65 سالگی لندروور!

شرکت خودروسازی لندروور، 65 سالگی خود را در حالی در پکینگتون استیت (Packington Estate) جشن می‎گیرد که در طول سال‎های 1948 تا 1970 امتحان خود را به خوبی در تولید و ساخت خودروهای آف-رود (Off-Road) پس داده است.

جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور! جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور!

در این جشن که کیک تولد آن توسط شرکت هلیکوپترسازی لینکس (Lynx) تدارک دیده شده بود، لندروور دیفندر SE-LXV با نشان "65" مزین شد. این خودروی شاسی‎بلند با داشتن یک موتور 2,200 سی‎سی و دنده معمولی، آپشن‎هایی از جمله تودوزی با رنگ‎های مشکی Santorini و سفید Fuji، سقف خاکستری Corris، رینگ 16 اینچی، و صندلی‎های چرم دارد. گفتنی است، قیمت این لندروور هنوز اعلام نشده است. در ادامه از شما دعوت می‎شود تا به تماشای عکس‎های این لندروور قدرتمند بنشینید و از دیدن تصاویر آن لذت ببرید. با ما همراه باشید.

جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور!

بزرگترین کامیون دنیا

بزرگ‎ترین کامیون دنیا

بزرگ‌ترین کامیون دنیا

اشتباه نکنید، بزرگ‎ترین کامیون دنیا از محصولات شرکت "ماک" و یا "مان" نیست. بزرگترین کامیون‎های دنیا را می‎توان در معادن پیدا کرد، البته به کار بردن واژه "بزرگ" برای این کامیون‎ها کمی بی‎انصافی است، چراکه  در واقع غول پیکر هستند. این کامیون‎های عظیم الجثه برای حمل سنگ‎های معدن از گودال‎های بسیار عمیق معادن مورد استفاده قرار می‎گیرند. وزن هر کدام از آن‎ها حدوداً 553,500 کیلوگرم است و قابلیت حمل 300,000 کلیوگرم بار را دارند. در حالی که سوپرماشین‎های امروزی نظیر لامبورگینی آونتادور و بوگاتی ویرون نهایتاً 1000 اسب بخار قدرت دارند، این کامیون‎های معدنچی نیرویی برابر با 3,000 اسب بخار تولید می‎کنند. طول هرکدام از این معدنچی‎های بزرگ به 15 متر می‎رسد و ارتفاعی بیشتر از 6 متر دارند؛به قدری که راننده برای رسیدن به اتاق کامیون باید کامیون نوردی کند.

بزرگ‌ترین کامیون دنیا

جالب است بدانید که تنها چند شرکت خاص مشغول ساخت  این کامیون‎ها هستند  و همه آن‎ها مدل‎هایی با اندازه تقریباً یکسان روانه بازار کرده‎اند. بنابراین، با این تفاسیر سرنوشت انتخاب بزرگترین کامیون دنیا را اعداد و ارقام مشخص خواهد کرد. در ادامه با کمک پارامترهای زیر، لقب بزرگترین کامیون دنیا را به یکی از پنج مدل معرفی شده می‎دهیم.

ارتفاع: محاسبه ارتفاع کامیون روی سطح صاف - متر

طول: محاسبه طول کامیون روی سطح صاف - متر

وزن ناخالص کامیون (GVW): محاسبه وزن ناخالص کامیون - تن

توان باربری: محاسبه بیشترین وزنی که کامیون می‎تواند روی سطح صاف حمل کند - تن

قدرت موتور: قدرت تولیدی موتور کامیون – اسب بخار

این پنج پارامتر را در نظر داشته باشید، اعداد و ارقام مربوط به هر یک از شرکت کنندگان در این رقابت را بخوانید و خودتان بزرگ‎ترین کامیون را انتخاب کنید.

 

Caterpillar 797B (کاترپیلار)

بزرگ‌ترین کامیون دنیا

ارتفاع

طول

وزن ناخالص

توان باربری

قدرت موتور

7.2 (متر) 14.5 (متر) 688 (تن) 380 (تن) 3370 (اسب بخار)

 

Hitachi EH5000 (هیتاچی)

بزرگ‌ترین کامیون دنیا

ارتفاع

طول

وزن ناخالص

توان باربری

قدرت موتور

7.2 (متر) 14.4 (متر) 642 (تن) 315 (تن) 2700 (اسب بخار)

 

Komatsu 930E-4 (کوماتسو)

بزرگ‌ترین کامیون دنیا

ارتفاع

طول

وزن ناخالص

توان باربری

قدرت موتور

7.4 (متر) 15.6 (تن) 553 (تن) 321 (تن) 2700 (اسب بخار)

 

Libherr T 282 B (لیبر)

بزرگ‌ترین کامیون دنیا

ارتفاع

طول

وزن ناخالص

توان باربری

قدرت موتور

7.4 (متر) 14.5 (متر) 652 (تن) 396 (تن) 2700 (اسب بخار)

 

Terex MT 6300AC (ترکس)

بزرگ‌ترین کامیون دنیا

ارتفاع

طول

وزن ناخالص

توان باربری

قدرت موتور

7.9 (متر) 15.6 (متر) 660 (تن) 400 (تن) 3750 (اسب بخار)

به نظر، در این گروه ترکس (Terex) را می‎توانیم بزرگترین کامیون دنیا بنامیم. ترکس بلندترین، سنگین‎ترین، و قدرت‎مند‎ترین است و قابلیت حمل بار آن نیز نسبت به 4 کامیون دیگر بیشتر است و تنها وزن ناخالص آن از کاترپیلار 797B کم‎تر است و به اندازه 2.54 سانتی متر از کوماتس 903E-4 طول کمتری دارد. ترکس MT 6300 در سال 2008 در یکی از معتبرترین نمایشگاه‎های صنایع معدن با نام MineEXPO معرفی شد و در حال حاضر  نیز از چند دستگاه آن در معادن استرالیا استفاده می‎شود. در هر حال اگر زمانی احساس کردید به بزرگترین کامیون دنیا نیاز دارید، به فکر جمع کردن پول باشید، چراکه هر دستگاه ترکس براساس تیپ آن بین 4 تا 5میلیون دلار قیمت دارد. شما تجربه کار با کدامیک از این غول‎های سخت کوش را ترجیح می‎دهید!؟ آیا توانایی کار در معدن‎های عمیق و کار با این ماشین‎های بزرگ را در خود می‎بینید؟!

جیپ تابستانی!


جیپ تابستانی!

جیپ تابستانی!

کمپانی انگلیسی Kahn تبحر خاصی در تیونینگ خودروهای SUV دارد. در کارنامه درخشان این تیونر، لندروور رنجروور، جیپ گرند چروکی و پورشه کاین‎ به چشم می‎خورند که بسیار زیبا مورد بازنگری قرارگرفته‎اند. Kahn این بار سراغ جیپ CJ 300 رفته و آن را به اصطلاح "تابستانی" کرده است.

جیپ تابستانی!

این جیپ مجهز به چراغ‎های جلوی زنون، بادگیر شیشه، اگزوز چهارتایی، شل‎گیرهای جدید، آینه‎های همرنگ بدنه، رینگ‎های 20 اینچی، سپرها و جلوپنجره و رکاب‎های مشکی مات می‎باشد. تودوزی قرمز و نارنجی به‎ کار رفته در این جیپ بسیار چشم نواز است. کنسول وسط و چرم دور دنده نیز به رنگ بدنه است. البته بر اساس ادعای این کمپانی بزرگ، رنگ‎های مختلف بیش‎تری نیز برای داخل و خارج خودرو قابل سفارش می‎باشند. اگر این جیپ آفرود برای شما بود با آن از کدام تپه بالا می‎رفتید!

جیپ تابستانی!
جیپ تابستانی!
جیپ تابستانی!

بررسی رنو لتیتیود


بررسی رنو لتیتیود

رنو لتیتیود یک سدان خانوادگی متوسط است که مانند برخی از محصولات فرانسوی کسل کننده نیست. قیمت لتیتیود از 36,990 دلار شروع می‎شود، این خودرو در ایران توسط شرکت نگین‎خودرو وارد شده و قیمت فول‎آپشن آن 146 میلیون تومان می‎باشد. مدل پایه این خودرو با کم‎ترین امکانات رفاهی، هرآنچه که برای یک خانواده نیاز است را در اختیار شما قرار می‎دهد. در این رنو با لیست کاملی از امکانات رفاهی از قبیل: سیستم ورود بدون کلید، آینه‎های بغل تاشونده، ترمز دستی الکترونیکی، تودوزی چرم، فضای کافی برای سرنشینان عقب و جلو، صندوق عقب بزرگ، گرم‎کن صندلی، کروز کنترل، محدود‎کننده سرعت، دوربین دنده عقب و صندلی‎های برقی روبه‎ رو می‎شوید. البته با پرداخت 5,000 دلار بیش‎تر، تهویه مطبوع مجزا (3 نقطه‎ای) برای سرنشینان جلو وعقب، ماساژور صندلی و سیستم صوتی Bose با 10 عدد بلندگو را در اختیار خواهید داشت.

 

طراحی بدنه

در بحث طرح بدنه شاهد رعایت اصول طراحی رنو هستیم و بدون شک نمی‎توان منکر شباهت اندک برخی از قسمت‎ها با رنو مگان شد. البته نمی‎شود به طراحی این خودرو ایراد گرفت و باید گفت درخور این کلاس از خودرو است.

 

ایمنی

کمپانی رنو یکی از اولین خودروسازانی است که توانست در اکثر محصولات خود 5 ستاره ایمنی از موسسه استاندارد ایمنی اروپا (NCAP) کسب کند. چسبندگی خودرو به سطح زمین خوب است. ترمزها قوی و کارآمد هستند. البته سیستم ESC و EBD موجب افزایش اعتماد شما را به این خودرو در آب و هوای نامساعد و در عکس العمل نشان دادن به  حماقت احتمالی رانندگان دیگر، بالا می‎برد!

 

راحتی

داخل کابین لتیتیود راحتی خاصی دارد که این امر مدیون تهویه مطبوع 3 نقطه‎ای، پرده شیشه‎های عقب و زیرآرنجی راحت این خودروست. البته با روشن کردن سیستم صوتی Bose، این لذت دوچندان می‎شود. سیستم رهیاب Tom Tom نیز مسیریابی را برای شما آسان‎تر می‎نماید. این خودرو همچنین به داشتن صفحه نمایش اطلاعات خودرو TFT با رزولوشن بالا می‎بالد که از طریق آن می‎توانید به تمام اطلاعات مهم خودرو دست یابید.

کیفیت سواری

رانندگی با لتیتیود در کنار لاستیک‎های 18 اینچی، و صندلی‎های چرم که به خوبی شما را در بر می‎گیرند، راحت و لذت‎بخش است. درست است که لتیتیود یک خودرو اسپرت نیست ولی می‎توانید به راحتی با آن کنار بیایید و اعضای خانواده شما نیز در کنارش لذت خواهند برد. چراکه از بسیاری از اتومبیل‎های اسپرت کره‎ای و ژاپنی عمل‎کرد بهتری دارد. لتیتیود هم برای یک خرید روزمره داخل شهر مناسب است و هم برای سفر به خارج از شهر.

این خودرو با موتور دیزلی از پس حرکت در تمام مسیرها، حتی با صندوق عقب پر، بر می‎آید. یکی از انواع موتورهای قابل سفارش بنزینی، شش سیلندر خورجینی با حجم 2.5 لیتر می‎باشد که دارای اساندارد آلایندگی یورو 4 بوده و دارای 177 اسب بخار قدرت موتور است. شتاب و کشش خودرو قابل قبول است و میزان نفوذ صدای موتور به داخل کابین کم است. گیربکس 6 سرعته اتوماتیک نیز در کنار این موتور، به لتیتیود چابکی خاصی بخشیده است. قیمت مدل فول این خودرو 42,490 دلار است که این رنو را در میدان رقابت با رقبای زیادی قرار داده است. نظر شما راجع به این سدان خانوادگی چیست؟ شما میان این خودرو و دیگر محصولات همتراز و موجود در بازار ایران، کدام‎یک را برمی‎گزینید؟

دوج چلنجر به سبک کانتری!


دوج چلنجر به سبک کانتری!

تیم مک گرا (Tim McGraw) که یک خواننده سبک کانتری است، با الهام از آخرین آلبوم خود با نام (Two Lanes of Freedom) دست به رنگ آمیزی یک دوج چلنجر SRT8 زد. ترکیب رنگ‎های نارنجی، آبی اقیانوسی و قرمز، جلوه زیبایی به این خودرو بخشیده‎اند.

نکته جالب توجه این است که طیف رنگ‎ها در قسمت عقبی خودرو به زیبایی در هم ادغام گردیده‌‎اند. این خودرو با کیت بدنه Mopar، دارای هواکش روی کاپوت بوده و در بحث سیستم تعلیق نیز کمی کاهش ارتفاع را تجربه کرده است. استفاده از رنگ‎های روشن در قسمت‎هایی از داخل خودرو نیز رعایت شده است.

در کنسول میانی و غربیلک فرمان از رنگ برنز استفاده شده که هماهنگ با رنگ نارنجی تودوزی داخل خودروست. موتور این خودرو هشت سیلندر خورجینی با حجم 6.4 لیتر و قدرت 470 اسب بخار است. شتاب 0 تا 100 این چلنجر 4.6 ثانیه می‎باشد. شما از بین این چلنجر زیبا و رقیب کره‎ای اش کدام یک را برمی‎گزینید؟

مرسدس-بنز آکواریومی!


مرسدس-بنز آکواریومی!

بدون شک، یک طرح زیبا هیچ‎گاه قدیمی نشده و به اثری جاودان تبدیل می‎شود. مرسدس-بنز نیز در خلق شاهکارهای به یاد ماندنی، سوابق درخشانی دارد که از میان آن‎ها می‎توان به مرسدس-بنز گالوینگ اشاره کرد. این‎بار نیز این کمپانی با ارائه جدیدترین کانسپت خود با نام دلفین (Dolphin) قدرت خود را در طراحی و تجربه دیرینه‎اش به رخ رقبا کشیده است.

طرح این خودرو برگرفته از این جانور آبزی بوده و در ساخت آن از قطعات سبک وزن استفاده شده است. اصول آیرودینامیک به‎طور شگفت انگیزی در بدنه این کانسپت رعایت شده است. این مرسدس-بنز از یک موتور الکتریکی بهره می‎برد که هم سبک است و هم دوستدار محیط زیست. گویا تمام تخیلات بشر در حال به واقعیت پیوستن هستند. نظر شما راجع به این فضاپیما چیست؟


معرفی چهار شاسی بلند دیزلی


معرفی چهار شاسی بلند دیزلی

بازار جهانی خودرو در سال‎های اخیر، پر از شاسی‎بلندهای تمام عیار شده است و خریداران گزینه‎های زیادی را برای انتخاب پیش روی خود می‎بینند. در این پست قصد داریم چهار مدل از جدیدترین و برترین شاسی بلندهای بازار را به طور مختصر معرفی کنیم. گزینه انتخابی شما کدامیک است: مرسدس بنز Ml350 BlueTec، جیپ گرند چروکی EcoDiesel، فولکس واگن توراگ  TDI یا پورشه کاین دیزل؟ اطلاعاتی که در ادامه می‎خوانید، شما را در انتخاب گزینه مورد نظرتان یاری خواهد کرد. تمامی این چهار مدل از موتور توربودیزل شش سیلندر خورجینی 3 لیتری بهره می‎برند و همه آن‎ها 240 اسب‎بخار و گشتاوری بین 550 تا 616 نیوتنمتر تولید می‎کنند. اگرچه از نظر موتوری عملکرد مشابهی دارند، اما هر کدام دارای ویژگی‎های خاص خود هستند.

فولکس واگن توراگ  TDI

فولکس‎واگن توراگ تا حدی توان رقابت با 3 خودروی دیگر را دارد، ولی به دلیل فقدان سیستم تعلیق بادی و قیمت بالا شاید آخرین گزینه شما برای خرید باشد.

مرسدس بنز ML350 BlueTec

مرسدس بنز ML350 بدون شک بهترین امکانات رفاهی و مصرف سوخت بهینه را در کنار هم عرضه می‎کند. اما باید اشاره کرد که به عنوان یک شاسی بلند، عملکرد ضعیفی در مسیرهای خارج از جاده دارد.

پورشه کاین دیزل

پورشه کاین، برادر زاده کمپانی گروه فولکس واگن با مصرف 10 لیتر در هر 100 کیلومتر، در مقایسه با سایر رقبا، خودرویی با آلایندگی به مراتب کمتر به شمار می‎رود و عملکرد آن در جاده و مسیرهای خارج از جاده بسیار دقیق و پرقدرت است. البته شاید به علت قیمت بالایی که دارد، دومین انتخاب مقرون به صرفه باشد.

جیپ گرند چروکی EcoDiesel

در نهایت به جیپ گرند چروکی EcoDiesel می‎رسیم، خودرویی که در ترکیب شاخصه‎های عملکرد بالا، امکانات رفاهی و قیمت مناسب، موفق‎تر از دیگر شرکت‎های خودروسازی عمل کرده است. حالا اگر قدرت خرید داشتید و تمامی این خودروها نیز در بازار و دسترس شما بودند، کدامیک از این شاسی بلند‎های جذاب را انتخاب می‎کردید؟

سانروف(sunroof) یا مونروف (moonroof)

سانروف (Sunroof) یا مونروف (Moonroof)

همان‎طورکه از نام سانروف (Sunroof) و مونروف (Moonroof) پیداست، این دو عبارت باید ارتباط نزدیکی با خورشید و ماه داشته باشند. اگرچه بسیاری افراد، هر دو مفهوم را یکسان می‎پندارند، اما در حقیقت باید گفت که یکسری تفاوت‎های جزئی‎، بین این دو وجود دارد.

به‎طورکلی، هر صفحه‎ای که در سقف خودرو با هدف ورود نور یا هوا به داخل خودرو جاسازی شده باشد، سانروف یا مونروف نام دارد. برخی سانروف‎ها یا مونروف‎ها قابلیت باز و بسته شدن دارند درحالی‎که برخی دیگر ثابت هستند. سانروف‎ها معمولاً شفاف هستند درحالی‎که مونروف‎ها را رنگی می‎سازند. در حقیقت مونروف نوع خاصی از سانروف است. در دهه هفتاد، به سانروف‎های شیشه‎ای داخلی و برقی، مونروف می‎گفتند. البته امروزه عموماً تنها به سانروف‎های شیشه‎ای داخلی، مونروف گفته می‎شود. سانروف داخلی در حقیقت نوعی است که صفحه متحرک آن بین سطح خارجی و داخلی سقف حرکت می‎کند. عملکرد مونروف می‎تواند برقی یا دستی باشد. بنابراین، هر سانروف شیشه‎ای با قابلیت باز و بسته شدن به‎صورت کشویی بین سطح خارجی و داخلی سقف، مونروف نام دارد. از آن‎جا که تقریباً تفاوت قابل‎ملاحظه‎ای بین سانروف و مونروف وجود ندارد، در ادامه تنها به معرفی انواع سانروف خواهیم پرداخت. همه انواع سانروف‎هایی که در ادامه به آن‎ها اشاره می‎شود، ممکن است در کارخانه سازنده روی خودرو قرار بگیرد یا بعداً به سفارش خریدار توسط فروشنده روی خودرو نصب شود.

سانروف داخلی (In-Built):

سانروفی که صفحه آن بین سطح خارجی و داخلی سقف قرار می‎گیرد و به صورت کشویی باز و بسته می‎شود.

سانروف پاپ‏‎آپ (Pop-Up):

سانروفی که با بلند کردن صفحه آن رو به بالا باز می‎شود.

سانروف اسپویلر (Spoiler):

سانروفی که صفحه آن در بیرون سطح خارجی سقف قرار دارد و به‎صورت کشویی باز می‎شود.

سانروف جمع شونده (Folding):

سانروفی که سطح آن پارچه‎ای است و پس از باز شدن، باید پارچه را جمع کرد.

سانروف جداشونده (Removable):

سانروفی که اندازه آن بزرگ‎تر است و می‎توان آن را از روی خودرو به‎طور کامل باز کرد.

مقایسه بوگاتی ویرون و پاگانی زوندا


مقایسه بوگاتی ویرون و پاگانی زوندا

1Carدر دنیای اتومبیل‎ها، خودروهای عادی و سوپرخودرو‎ها و ماورای آن‎ها این دو خودرو وجود دارند: پاگانی زوندا و بوگاتی ویرون! این خودروها از مرز سوپرخودرو فراتر رفته و وارد قلمروی منحصر به خود شده‎اند. هر دو رکوردشکن هستند، هر دو بسیار سریع و گران‎قیمت هستند. تا حدی که حتی مدیران ارشد اجرائی شرکت‎های نفتی نیز ممکن است توانایی خریداری آن‎ها را نداشته باشند. اما برای کسانی که 2 میلیون دلار پول نقد اضافی داشته باشند، این دو گزینه هایی کاملاً ایده‎ال هستند. ویرون و زوندا R در دو سو در مقابل هم قرار می‎گیرند. مقایسه آن‎ها مثل مقایسه شاتل فضایی با جنگنده اف 22 است. هر سوپرخودرو روی شاخصه‎های کاملاً متفاوتی تمرکز می‎کنند، هدف اصلی ویرون سرعت است که به آن نیز دست می‎یابد. اخیراً ویرون آخرین رکورد سرعت را شکسته و به سرعت غیرقابل باور 429 کیلومتر در ساعت دست یافته است. از سوی دیگر زوندا R روی همه قابلیت‎ها تمرکز می‎کند. این خودرو نیز رکورد پیست نربرگ‎رینگ (Nurburgring) را با زمان 6 دقیقه و 47 ثانیه شکسته است.

چیزی که در اینجا داریم جنگ نیرو در برابر اندیشه است. ویرون برای مدت‎ها به عنوان قدرتمندترین خودروی جهان شناخته شده و به دلیل موتور 16 سیلندر خود با توربوی چهارگانه و توان بیش از 1,000 اسب بخار و سرعت رکورد شکن خود بیشترین توجه را به خود جلب نموده است. مدل سوپر اسپرت این خودرو با افزودن 200 اسب بخار نیروی مضاعف به موتور و کاهش حدود 270 کیلوگرم وزن، از مدل قبلی نیز فراتر رفته است. با طرح جدید در جلو که به آیرودینامیک بهتر کمک می‎کند این بوگاتی تمام کارهای ممکن را برای بدست آوردن سرعتی دست نیافتنی انجام داده است. ولی زوندا علاوه بر سرعت به نکات دیگر نیز توجه کرده است، این یک خودروی مسابقه با عملکرد و ظاهری متناسب است، این مدل قطعاً از نظر ظاهری بخش‎های مشترکی با مدل زوندا F دارد ولی این اشتراک فقط 10 درصد است. پاگانی می‎گوید که با وجود شباهت‎های ظاهری، زوندا R از پایه و اساس کاملاً متفاوت ساخته شده است. نمای جلوی خودرو شبیه به خودروهای فرمول یک است ولی دریچه‎ها و ورودی‎های هوا به آن اضافه شده تا آیرودینامیک و نیروی روبه پایین خودرو را افزایش دهد.

ویرون شباهتی به سوپرماشین‎های گذشته ندارد. اگر با کسی که فقط کمی علاقه به خودرو دارد در مورد این اتومبیل نظر خواهی کنید قطعاً در مورد نیروی فراوان و سرعت رکورد شکن آن صحبت خواهد کرد ولی در مورد طراحی آن نظری نخواهد داشت. خیلی از اشخاص ممکن است حتی متوجه تفاوت بین ویرون سوپراسپرت و ویرون پایه نباشند. درحالی‎که  چند تفاوت چشم‎گیر بین آن‎ها وجود دارد. بخش پایین نمای جلو با ورودی‎های هوای بزرگتر مجداً طراحی شده و ورودی‎های هوای بزرگی در امتداد کناره های خودرو ایجاد شده اند. البته گلگیرها و دریچه‎های بزرگ هنوز در این خودرو وجود دارند. وقتی که ویرون در حالت سکون ایستاده است چندان سریع و چالاک به نظر نمی‎رسد، این خودرو بیشتر برای سواری در جاده ساخته شده است برخلاف زوندا R که مخصوص پیست است.

 

شما باید یک طراح اتومبیل با تجربه بسیار باشید تا پیچیدگی هر خط و هر منحنی این خودرو را درک کنید. چیزی که میتوان گفت این است که این خودرو سریع و هدفمند بوده و بیشترین شباهت را به خودروهای فرمول‎یک دارد. کاپوت کشیده‎تر شده و  زوندا R در مقایسه با زوندا F حدود 40 سانتی‎متر بلندتر می‎باشد. بدنه ویرون سوپراسپرت نیز نسبت به گذشته ساده تر شده است، بخش عقب مجدداً طراحی شده و دریچه بزرگ موتور حذف شده و با سقف یکپارچه شده است. اگزوزها دو عدد شده و نسبت به اگزوز چهار گوش گذشته پهن‎تر ولی کوتاه‎تر شده‎اند.

باله عقب هنوز وجود دارد و به عنوان ترمز عمل می‎کند و نیروی ترمز آن برابر با نیروی ترمز یک هاچ بک عادی است. طراحی مشابه با طراحی فرمول یک در زوندا با داشتن باله قابل تنظیم عقب کاملاً مشهود است. اگزوز چهارگانه واقع در بخش مرکزی عقب شبیه تفنگی است که هر کسی که قصد سبقت گرفتن داشته باشد را می‎ترساند و اگر زیادی نزدیک شوند اگزوز زوندا می‎تواند با خروج آتشی از اگزوز درس خوبی به او بدهد. فضای داخلی نیز همانند بخش خارجی بر روی مسابقه تمرکز کرده است. در مقابل شما یک صفحه LCD بزرگ قرار دارد که تمامی اطلاعات مثل میزان نیروی رو به پایین تولیدی را نمایش می‎دهد. با استفاده از حسگرهای موجود در خودرو شما می‎توانید تک تک اجزای اتومبیل را کنترل کنید.

 امکانات رفاهی داخل ویرون سوپراسپرت کمتر از حد انتظار از یک خودروی 1.2 میلیون دلاری است. باید ذکر نمود که هرکسی نمی‎تواند با این خودرو به سرعت 429 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. برای رسیدن به حداکثر سرعت، یک کلید مخصوص مورد نیاز است که بدون آن ویرون تا سرعت 352 کیلومتر در ساعت محدود شده است. اگر خودرو را در حالت حداکثر سرعت قرار دهید پخش کننده هوا در جلو بسته شده و ارتفاع خودرو پایین می‎آید و باله عقب جمع می‎شود و سپس خودرو آماده پرواز خواهد بود. پس اگر شما میلیونر یا میلیاردر هستید و آرزوی همیشگی شما این بوده است که یک فضانورد باشید، به غیر از خروج از جو، بوگاتی ویرون نزدیکترین چیز به آرزوی شما است که می‎توانید به آن برسید. ولی اگر همیشه می‎خواستید که یک راننده فرمول یک باشید زوندا R منتظر شماست که با آن وارد پیست شوید. دوست دارید فضانورد باشید یا قهرمان فرمول یک؟!

ولوو FMX


ولوو FMX

ولوو همواره در زمینه تولید کامیون و کشنده یکی از پیشتازان این صنعت بوده‎است. محصولات این کمپانی در تمام نقاط دنیا در میان رانندگان تجاری و حمل و نقل عمومی بسیار محبوب می‎باشند. این بار نیز ولوو با مدل FMX قلب‎ها را به تسخیر درآورده است. سیستم فرمان دینامیکی ولوو یک تحول عظیم در کامیوون‎های ولوو می‎باشد که برای راحتی رانندگان معادن و کارهای ساختمانی  ایده‎آل است. چراکه باعث می‎شود راننده برای چرخاندن غربیلک فرمان از کم‎ترین میزان نیرو استفاده کرده و دچار خستگی و یا درد کمر و گردن نگردد. حتی در سرعت‎های پایین و با حداکثر میزان بار، فرمان با یک انگشت می‎چرخد.

داخل کابین مجدداً طراحی شده و در آن خلاقیتی زیادی به‎کار رفته است. همچنین FMX 2013 از یک سیستم تعلیق بادی در عقب سود می‎برد که صرفاً برای کار در کارگاه‎های ساختمانی طراحی گردیده‎است. ارتفاع این کامیون از سطح زمین 300 میلی‎متر بوده و در دو مدل تک محور و دومحور در دسترس می‎باشد.

این مدل جدید با موتورهای 11 تا 13 لیتری در اختیار مشتریان قرار خواهد گرفت. پیشرانه‎های 11 لیتری با کد D11 قدرتی برابر با 330 تا 450 اسب‎بخار و موتورهای 13 لیتری با کد D13 قدرتی معادل با 420 الی 500 اسب‎بخار تولید می‎کنند. مدلهای تولید شده جهت فروش در کشورهای اروپایی با استاندارد یورو 6 و مدل‎های قابل فروش در سایر کشورها با استانداردهای یورو 3، 4 و 5 عرضه خواهند شد.

معرفی رانندگان فرمول 1(جنسن باتن و ژول بیانچی)


معرفی رانندگان فرمول 1 (جنسن باتن و ژول بیانچی)

در این فصل از رقابت‎های فرمول 1 شاهد حضور 22 راننده و 11 تیم 2 نفری هستیم. قصد داریم در 1Car معرفی مختصری از تمامی رانندگان شرکت کننده در این رقابت حرفه‎ای داشته باشیم.  هر هفته به معرفی چهار راننده فرمول 1 خواهیم پرداخت و در هر پست با 2 راننده آشنا خواهیم شد. ترتیب معرفی راننده‎ها براساس حروف الفبای انگلیسی خواهد بود.

 

جنسن باتن (Jenson Button)

روز تولد: 19 ژانویه 1980

محل تولد: سامرست، بریتانیا

سن: 33 سال و 95 روز

قد: 182 سانتی‎متر

وزن: 72 کیلوگرم

تیم فعلی: مکلارن

تیم‎های پیشین: بار، بنتون، براون، هوندا، رنو، ویلیامز

عملکرد در فصل 2013-2014
گرند پری روز مدل خودرو رتبه امتیاز مکان شروع مسابقه
استرالیا-آلبرت پارک 17 مارچ مکلارن (MP4-28) نهم 2 10
مالزی-اسپانگ 24 مارچ مکلارن (MP4-28) هفدهم - 7
چین-شانگهای 14 آپریل مکلارن (MP4-28) پانزدهم 10 8
بحرین-بیک 21 آپریل مکلارن (MP4-28) دهم 1 10

کسب قهرمانی در فرمول 1 برای "جنسن باتن" هزینه‎ای 9 ساله داشت. وی سرانجام در سال 2009 این مقام را بدست آورد. طی 13 سال حضور باتن در فرمول 1، چند باری توانایی‎های او زیر سوال رفت، اما به دلیل قهرمانی و قرارداد بلند مدتی که با تیم مکلارن دارد، همه "جنسن باتن" را شایسته احترام می‎دانند.

 

نقاط ضعف و قوت

اطلاعات و دیتای بدست آمده از شیوه رانندگی "جنسن باتن"، دلیل محکمی برای قرارگرفتن او در دسته بهترین و تکنیکی‎ترین راننده‎های حاضر در فرمول 1 است. اگرچه "باتن" در برخی شرایط نمی‎تواند تمام توانایی‎های خود را به نمایش بگذارد، مواردی چون استفاده از تایرهای سرد و یا استفاده از خودروهایی که کمی تمایل به اووراستیر دارند.

اوج حرفه

قهرمانی در رقابت‎های فرمول 1 سال 2009  و نمایش بسیار خوب وی در گرندپری برزیل همان سال جواب صریحی به نقدهای منتقدانی بود که باور داشتند وی به قهرمانی فصل دست نخواهد یافت.

دوران افول

باتن برای خود رکوردی دست پا کرد و طی 114 گرندپری، یک پیروزی هم بدست نیاورد.

جملات به یادماندنی از "باتن"

- "اگر پیروزی بدست نمی‎آورم، برایم مهم نیست چه کسی برنده و نفر اول می‎شود. وقتی که با خودرویی معمولی به رقابت می‎پردازم، برای من هم فرقی نمی‎کند که برنده کیست. بیش از این نمی‎توانم تمام سعی و تلاشم را به کار گیرم و در نهایت در دور تعیین خط جایگاه چهاردهم نصیبم شود. این موضوع مرا ناراحت می‎کند."

حاشیه

"باتن" یک ون کمپر فولکس 1956 دارد که بسیار هم به داشتن ان افتخار می‎کند. این بریتانیایی گاراژ بزرگی پر از ماشین‎های خاص دارد، البته "باتن" در سال 2009 بوگاتی ویرون خود را به قیمت 900,000 یورو فروخت.

 

ژول بیانچی (Jules Bianchi)

روز تولد: 3 آگوست 1989

محل تولد: نیس، فرانسه

سن: 23 سال و 264 روز

نسبت فامیلی: برادرزاده "لوسین بیانچی"

وزن: 72 کیلوگرم

تیم فعلی: موراسیا

تیم‎های پیشین: فراری، فورس ایندیا، لوتوس ART

عملکرد در فصل 2013-2014
گرند پری روز مدل خودرو رتبه امتیاز مکان شروع مسابقه
استرالیا-آلبرت پارک 17 مارچ ماروسیا (MR02) پانزدهم - 19
مالزی-اسپانگ 24 مارچ ماروسیا (MR02) سیزدهم - 19
چین-شانگهای 14 آپریل ماروسیا (MR02) پانزدهم - 18
بحرین-بیک 21 آپریل ماروسیا (MR02) نوزدهم - 15

"ژول بیانچی" برادرزاده "لوسین بیانچی" است که برنده مسابقات 24 ساعته لمان در سال 1968 بود و در 19 گرندپری شرکت داشت و یک بار به جمع سه نفر برتر یکی از این گرندپری‎ها راه یافت. ژول اولین ماشین کارتینگ خود را در سن 3 سالگی داشت و در 5 سالگی در مسابقات حضور یافت.  تیم کارتینگ مارانلو در سال 2003 قراردادی با "بیانچی" جوان به امضا رساند. وی پس از چهار سال به مسابقات خودروهای تکسرنشین راه یافت. در اولین سال حضورش در مسابقات فرمول 2 و تیم رنو بود که با قهرمانی وی در رقابت‎های قهرمانی فرانسه به پایان رسید. وی طی سال‎های بعد پله‎های ترقی را طی کرد تا این‎که سرانجام در سال 2011  به عنوان راننده رزرو و در گرند پری هند راه خود را به فرمول یک باز کرد. "ژول بیانچی" اولین فصل خود را به عنوان راننده اصلی تجربه می‎کند و تا به حال تنها در همین چهار گرندپری برگزار شده در فصل 2013-2014 رانندگی کرده است.


مقایسه پورشه پانامرا، مازراتی کواتروپورته و بی ام و 750i

مقایسه پورشه پانامرا، مازراتی کواتروپورته و بی ام و 750i

پرفروش‎ترین خودروی کمپانی پورشه از سال 2003 تاکنون، مدل شاسی بلند پورشه کاین بوده است. ولی اتومبیل مورد بحث یعنی پانامرا که اولین محصول سدان این کمپانی است، نشان دهنده گسترش هرچه بیشتر طیف محصولات این شرکت می‎باشد. تلاش پورشه برای پیشی گرفتن از فولکس‎واگن نتیجه عکس داده و فولکس‎واگن از پورشه پیشی گرفت. چیزی که باعث شد تا رئیس پورشه آقای وندلین وایدکینگ جای خود را به معاون اول خود یعنی آقای مایکل ماخت بدهد. با در نظر گرفتن موارد بالا شما ممکن است فکر کنید که پورشه کمی در مسائل خود دچار مشکل شده است. آیا مدل پانامرا قابلیت این را دارد که کمپانی پورشه را در رقابت شدید خود پیش اندازد؟ این همان چیزی است که ما در این‎جا به دنبال فهمیدن آن هستیم.

رقیبان همگی اروپایی هستند. سه مرسدس بنز برای این رقابت مناسب بودند: CLS 63 AMG ،S 63 AMG و E63 AMG استیشن. ولی مرسدس در نهایت مدل CLS 63 خود را به مصاف پورشه فرستاد. چیزی که رقابت را  پیچیده‎تر می‎کند این است که مدل S550 بنز به وسیله BMW 750 Li شکست خورده است و  طبیعاً در میدان رقابت حضور نخواهد داشت. بنابراین دو رقیب اصلی این پورشه، بی‎ام‎و سری 7 و مازراتی کواتروپورته هستند. از میان سه مدل مختلف کواتروپورته، مدل فول اسپرت GTS انتخاب شده. چون موتور 4.7 لیتری وی 8 آن نیرویی معادل 433 اسب بخار تولید می‎کند که 37 اسب بخار بالاتر از مدل پایه  4.2 لیتری می‎باشد. پورشه و بی‎ام‎و هر دو 400 اسب بخار نیرو تولید می‎کنند.

انتظار می‎رفت که پانامرا قیمت معقولی داشته باشد (حتی کم کردن 10000 دلار از قیمت می‎توانست این خودرو را به ارزان‎ترین خودروی مقایسه مبدل کند). اما طبق معمول مدل دیفرانسیل عقب S دارای امکاناتی به ارزش 40,000 دلار بود. با این حال مازراتی با قیمت 150,375 دلار گران‏ترین مدل در این گروه است. بی‎ام‎و با تمام امکانات ممکن قیمتی برابر با 104,000 داشته و قیمت پایه آن از 82,280 دلار شروع می‎شود.

تعجب کنید! مازراتی مقام سوم را به خود اختصاص داد ولی گول این سوم شدن را نباید خورد. این اتومبیل هنوز یک اتومبیل فوق العاده است. و همچنین از نظر زیبایی جذاب‎ترین خودروی گروه نیز می‎باشد. قلب تپنده 8 سیلندر این مازراتی که از فراری برگرفته شده غرشی را در اگزوز (صدای اگزوز) ایجاد می‎کند که شبیه به غرش هیولاست. در ابتدا صدای وحشیانه خودرو جالب است. ولی پس از نیم ساعت این صداها کم کم آزار دهنده و پس از آن خسته کننده می‎شوند. این صدا آنقدر بلند است که رانندگان اطراف نیز در سرعت بالا آن را می‎شنوند. خوشبختانه می‎توان این صدا را کاهش داد، با غیرفعال کردن حالت اسپرت و بسته شدن مجرای سیستم اگزوز این صدا نیز دیگر شنیده نشده و پیمودن مسیرهای طولانی قابل تحمل می‎شود!

لذت سواری فقط به صدا منتهی نمی‎شود. شتاب 0 تا 100 کیلومتر با 4.5 ثانیه ثبت گردید و مسافت  400 متر در 13.1 ثانیه پیموده شد. که از پانامرا و بی‎ام‎و  سریع‎تر است. در رانندگی در جاده‎های پر پیچ و خم، کواتروپورته ناپایداری بیشتری نسبت به دو خودروی دیگر از خود نشان می‎دهد که احتمالاً دلیل اصلی آن نداشتن سیستم تعلیق قابل تنظیم است. مازراتی سیستم تعلیق ثابت در مدل GTS با ارتفاع پایین‎تر و کمک فنرهای محکم‎تر را جایگزین سیستم تعلیق قابل تنظیم موجود در کواتروپورته استاندارد کرده است.

نتیجه این است که سواری خودرو بهتر می‎شود، مخصوصاً با در نظر گرفتن چرخ‎های 20 اینچی که از دو خودروی دیگر بزرگ‎تر هستند. این خودرو همچنین دارای اهرم تعویض دنده عالی با اندازه کاملاً مناسب است و حس فرمان بسیار طبیعی می‎باشد. بی‎ام‎و و پورشه هر دو دارای نسبت‎های مختلف فرمان پذیری بودند که مخصوصاً در بی‎ام‎و باعث ایجاد دشواری در مستقیم نگه داشتن فرمان می‎شد. فضای داخلی با وجود این‎که با چرم مرغوب پوشیده شده است، کمی قدیمی به نظر می‎رسد. ناگفته نماند که مازراتی دارای بالاترین جذابیت بصری می‎باشد و کم‎تر شبیه به شاهکار مهندسی بوده و بیشتر شبیه به یک قطعه هنری است.

بی‎ام‎و مقام دوم را کسب نمود. این خودرو با وجود اینکه از مازراتی کوتاه‎تر و پهنای آن نیز از پورشه کم‎تر است ولی بزرگ‎تر از همه به نظر می‎رسد. البته با ارتفاعی بالغ بر 158 سانتی‎متر، از نظر ارتفاع از دو خودروی دیگر بلندتر است. در کنار مازراتی و پورشه این خودرو کاملا غیر اسپرت و معمولی به چشم می‎آید. نسل گذشته سری هفت قربانی فلسفه طراحی کریس بنگل شد که بدنه و سپرها را به گونه‎ای طراحی کرد که بی‎ام‎و بیشتر شبیه به کاریکاتور شد. در نتیجه این نسل از سری 7 با محافظه کاری بیشتری نسبت به گذشته طراحی شده است. گرچه ظاهر می‎تواند گول زننده باشد ولی موتور 8 سیلندر خورجینی مجهز به توربو شارژر باعث می‎شود که با بالا رفتن سرعت، بی‎ام‎و به نظر چابک‎ترشده و اعتماد به نفس راننده بالا رود که برای یک خودروی 2030 کیلوگرمی پیشرفت بزرگی محسوب می‎شود.

امکاناتی نظیر میله های ضدواژگونی و فرمان‎پذیری با چرخ‎های عقب و تعلیق قابل تنظیم را نیز به امکانات این خودرو بیافزایید. فرمان قابل تنظیم این خودرو حسی مصنوعی را به راننده منتقل می‎کند که در سرعت‎های بالا می‎تواند خطرناک باشد. چون باعث می‎شود که خودرو زودتر واژگون شود. عادت کردن به رانندگی با این خودرو قدری زمان می‎برد. تایرهای Goodyear بی‎ام‎و در مقایسه با تایر Michelin پورشه و Pirelli مازراتی بیشتر به منظور رفاه و راحتی تولید شده اند. با وجود ضعف تایرهای بی‎ام‎و، این خودرو در تست مارپیچ توانست با سرعت 108 کیلومتر در ساعت حرکت نماید. البته این سرعت در مقایسه با دو خودروی دیگر پایین‎تر است. آزمون فاصله توقف با سرعت  112 کیلومتر در ساعت نیز با طی مسافت 4 متر و 59 سانتی‎متر ثبت شد که از رقیبان خود ضعیفتر بوده و 14 سانتی متر از مازراتی و 11 سانتی متر از پورشه بیش‎تر است. علاوه بر این‎ها بی‎ام‎و سنگین‎ترین خودروی گروه است و تاوان این وزن اضافه را در آزمون شتاب پس داد.

شتاب صفر تا 100 این خودرو معادل 5.2 ثانیه است که 0.7 ثانیه از مازراتی بیشتر می‎باشد. ولی در تست پمایش مسافت 400 متر، این میزان کم‎تر شده و با 13.6 ثانیه فقط 0.5 ثانیه از مازراتی فاصله می‎گیرد. به هنگام رانندگی در برابر مازراتی و پورشه در سربالایی‎ها، بی‎ام‎و به دلیل نداشتن پدال شیفتر (اهرم تعویض دنده در پشت فرمان)، دچار مشکل می‎گردد. وقتی با دنده سبک به پیچ نزدیک می‎شویم برای کم کردن دنده باید به سراغ دسته دنده واقع در کنسول میانی برویم که در این هنگام خودروی جلویی فاصله خود را با ما زیاد می‎کند. گرچه توجه زیادی برای لوکس‎تر شدن کابین نشده است ولی در بی‎ام‎و صندلی‎های عقب بزرگ‎تر و راحت‎تر بوده و همچنین تنها خودرویی است که سه فرد بزرگسال را به‎راحتی در خود جای می‎دهند. بیشتر مالکان این خودرو در شرایط سخت رانندگی نمی‎کنند و از رانندگی راحت آن لذت می‎برند. این خودرو واقعاً دارای روی دیگری از سکه است که آن یک جنبه کاملاً اسپرت می‎باشد  که محصول جانبی خودرو‎ایست که به دقت مهندسی شده است.

 گرچه بخشی از این امتیاز به میزان مصرف سوخت و قیمت اختصاص دارد ولی بخش بزرگی از ارزیابی به سواری خودرو بستگی دارد. ظاهر پانامرا بزرگ و سنگین به نظر می‎رسد. این هاچ بک فضای زیادی برای سرنشینان و وسایل آنها دارد ولی صندلی‎های عقب فقط دو نفر را می‎توانند در خود جای دهند. و در مقایسه با دو خودروی دیگر باریک‎ترین صندلی‎ها را دارد. بنابراین امتیاز چندانی برای رفاه و فضای سرنشینان عقب دریافت نمی‎کند.

وقتی از داخل خودرو به بیرون نگاه می‎کنید این خودرو پهن و کم ارتفاع به نظر می‎آید و بخش هدایت آن به جذاب‎ترین شکل ممکن طراحی شده است. اما هنگام پارک کردن دید خوبی از زوایای خودرو وجود ندارد و طراحی خاص آن باعث می‎شود که داخل خودرو تنگ به نظر برسد. ما انتظار داشتیم که پانامرا کمترین میزان مصرف سوخت را داشته باشد چون دارای مالیات مصرف نمی‎باشد. مالیات برای خودروهایی که مصرف ترکیبی کمتر از 12 لیتر دارند از 1000 تا 7700 دلار متفاوت است. میزان مصرف 14 لیتر در  هر 100 کیلومتر ثبت شده. این میزان از مصرف بی‎ام‎و که معادل 20 لیتر در 100 کیلومتر است 36 درصد کم‎تر می‎باشد. بخشی از مصرف مناسب پورشه به دلیل امکان خاموش و روشن کردن موتور در هنگام توقف است. پانامراهای موجود در بازار آمریکا اکثراً از این مزیت برخوردار هستند ولی راننده باید هربار که خودرو را روشن می‎کند آن را فعال نماید. چون به طور خودکار در حالت غیر فعال قرار دارد و با خاموش بودن آن میزان مصرف سوخت پانامرا در شهر معادل 17 لیتر است. این سیستم نیز دارای مزیت‎ها و معایب خاص خود است.

وقتی خودرو متوقف می‎شود و موتور 4.8 لیتری 8 سیلندر خورجینی با توان 400 اسب بخار باز می‎ایستد روشن شدن مجدد آن عمل سنگینی است. گیربکس دستی-اتوماتیک 7 دنده پانامرا با کلاچ دوگانه باید الگوی تمامی سازندگان گیربکس قرار بگیرد. گیربکس در سه حالت: عادی، اسپرت و فوق اسپرت قابل تنظیم می‎باشد. وقتی تنظیمات را در حالت عادی قرار می‎دهیم تعویض دنده‎ها سریع و حتی گاهی غیر قابل پیشبینی انجام می‎شود. در حالت فوق اسپرت گیربکس پایین‎ترین دنده ممکن را انتخاب کرده و شما را برای استفاده از شیفترهای گیج کننده در  دو طرف فرمان بی‎نیاز می‎کند. متاسفانه تنها چیزی که در مدل آزمایشی وجود ندارد مجموعه کرونو اسپرت است که سیستم کنترل کشش را نیز شامل می‎شود. که بدون آن پانامرا بیش از حد سریع است. این خودرو با شتاب صفر تا 96 کیلومتر4.6 ثانیه و پیمایش مسافت 400 متر در 13.2 ثانیه، کمی از مازراتی سریع‎تر می‎باشد.

در ابتدا این سدان چهار سرنشین فرمان‎پذیری خوبی از خود نشان نمی‎دهد ولی پس از مدتی به نظر می‎رسد که تایرها گسترش یافته و در جاده فرو رفته‎اند. در نهایت این‎که پانامرا قابلیت‎های زیادی دارد و  از نظر ترمز پانامرا جایگاه دوم را بااختلافی بسیار اندک نسبت به خودروی اول کسب نمود. در کل پانامرا در جاده دو خودروی دیگر را پشت سر می‎گذارد. شتاب‎گیری خودرو پس از گذراندن پیچ از بی‎ام‎و سریع‎تر بوده و مشکلات فرمان‎پذیزی مازراتی را ندارد. پانامرا در این مقایسه برنده است چون بهترین ترکیب از یک خودروی اسپرت و لوکس را ارائه می‎کند. این خودرو به اندازه مازراتی سرکش و به اندازه بی‎ام‎و لوکس نیست ولی سواری آن دقیقاً به گونه ای است که از یک پورشه انتظار می‎رود. یعنی در یک کلام  هیجان انگیز. این خودرو همچنین دارای فضای داخلی بسیار زیباست که از هر دو خودروی دیگر برتر است. ظاهر آن اصلاً جالب نیست ولی وقتی شما در صندلی راننده بنشینید، دیگر به این موضوع اهمیت نخواهید داد.