سدان لوکس دوپینگی

سدان لوکس دوپینگی

سدان لوکس دوپینگی

آقای "رولاند مایر" (Roland Mayer) که یکی از مهندسان آئودی همکار در پروژه ساخت و توسعه موتور پنج سیلندر مجهز به توربوشارژر مدل مسابقه‌ای آئودی Quattro بود، در سال 1990 میلادی اقدام به تاسیس یک کمپانی تیونینگ با نام MTM کرد. کمپانی Motoren Technik Mayer که متخصص تنظیمات ECU خودرو است، از زمان تاسیس تمرکز خود را بر روی تیون مدل‌های کمپانی آئودی گذاشته بود؛ اما در حال حاضر، محصولاتی تیون شده از برندهای تحت مالکیت گروه تجاری فولکس‌واگن و خودروسازهای معتبر دیگر را نیز به مشتریان خود ارائه می‌کند که عبارتند از تولیدات شرکت‌های فولکس‌واگن، سئات، اسکودا، لامبورگینی، بنتلی و مدل‌های تولیدی KTM، اسپایکر، پورشه و مکلارن.

سدان لوکس دوپینگی
سدان لوکس دوپینگیسدان لوکس دوپینگی
سدان لوکس دوپینگی

این کمپانی، روز گذشته آخرین خودروی تیون شده به دست مهندسان باتجربه‌اش را معرفی کرد. کمپانی آلمانی این بار به سراغ آئودی S8 رفته است و با تغییرات و تنظیماتی که بر روی موتور هشت سیلندر 4 لیتری این مدل انجام داده است، قدرت آن را 130 اسب‌بخار افزایش داده و به 650 اسب‌بخار نیرو و 800 نیوتن‌متر گشتاور رسانده است.

سدان لوکس دوپینگی
سدان لوکس دوپینگی
سدان لوکس دوپینگی

بنا بر اعلام شرکت MTM، شتاب صفر تا 100 این سدان لوکس 4 ثانیه است و حداکثر سرعت آن نیز با وجود محدود کننده سرعت الکترونیکی بر روی 293 کیلومتر بر ساعت تنظیم شده است. علاقمندان به این خودروی پرقدرت و شیک پوش می‌توانند با پرداخت 207,000 دلار آن را خریداری کنند.

MG5در فکر تصاحب بازار چین


MG5در فکر تصاحب بازار چین

MG5 در فکر تصاحب بازار چین

شرکت خودروسازی سایک موتور (SAIC Motor) که در نظرسنجی سالانه KMPG نیز جزء 10 کمپانی خودروسازی برتر دنیا انتخاب شده است، تصمیم دارد تا در سال آینده بازار خودروی چین را با عرضه خودروی سدان MG5 شگفت‎زده کند.

MG5 در فکر تصاحب بازار چین

اگرچه اطلاعات زیادی از این سدان جدید در دست نیست، اما بنا به گزارش‎های منتشر شده، این خودرو بر اساس سدان Roewe 350 و تقریباً مشابه همان هاچ‎بک MG5 طراحی و ساخته شده است. به گزارش رسانه‎های خبری، انتظار می‎رود این سدان جدید از نظر ظاهری، اسپرت‎تر و از نظر فنی دارای یک موتور 4 سیلندر به حجم 1.5 لیتر و مجهز به توربوشارژر باشد و بتواند 127 اسب بخار نیرو و 199 نیوتن‎متر گشتاور تولید کند و آن را از طریق کلاچ دوگانه 7 سرعته به چرخ‎ها منتقل سازد.

MG5 در فکر تصاحب بازار چین

گفتنی است، هنوز صحبتی راجع به عرضه شدن این خودرو در اروپا مطرح نشده است. بنا به گفته مدیران این شرکت، سدان MG5 با قیمتی در حدود 15,000 دلار در چین به فروش خواهد رفت. لازم به ذکر است، علاوه بر سدان MG5، شرکت سایک موتور در حال کار بر روی خودروی دیگری به نام سوپرمینی MG3 نیز می‎باشد که به زودی در سال جدید خبرهای بیش‎تری را راجع به این خودرو خواهیم شنید. آیا به نظر شما با توجه به سابقه نه چندان مطلوب این شرکت خودروسازی، عرضه چنین مدل‎هایی می‎تواند پیشینه ضعیف این کمپانی را بهبود بخشد؟

MG5 در فکر تصاحب بازار چین

هاچ‎بک اسپرت کیا

هاچ‎بک اسپرت کیا

هاچ‎بک اسپرت کیا

اگر "پروسیدد" (Pro-Ceed’d GT) نام هاچبک کیا، شما را ترغیب به خرید نکند، حتماً قیمت معقول آن شما را متقاعد خواهد کرد. هاچ‎بک اسپرت کیا در بازار بریتانیا 19,995 پوند قیمت‎گذاری شده است. البته باید اشاره کرد که "پروسیدد" مانند هاچ‎بک‎های اسپرت بازار قدرتمند نیست، اما ظاهر آن به زیبایی همه رقبای با تجربه است.

هاچ‎بک اسپرت کیا
هاچ‎بک اسپرت کیا هاچ‎بک اسپرت کیا

شاید اولین هاچ‎بک تولیدی کیا از دقت مهندسی ساخت رقبای خود بهره‎مند نباشد، اما قطعاً در آینده و در مدل‎های بعدی این شرکت، پیشرفت‎های بسیاری را شاهد خواهیم بود. "پروسیدد" در دو تیپ "GT" و "GT Tech" و یک مدل تولید محدود با نام "GT 1st Edition" به بازار بریتانیا فرستاده خواهد شد. در حال حاضر شرکت کره‎ای اعلام نکرده است که از این مدل محدود، چند دستگاه تولید خواهد شد. کیا برای "GT 1st Edition" قیمت 23,995 پوند را در نظر گرفته است. این مدل از امکانات بسیار خوبی از جمله صندلی‎های اسپرت استاندارد، سیستم تعلیق اسپرت و تغییراتی در طراحی خارجی و داخلی برخوردار است؛ تفاوت‎های مدل محدود آن‎ چنان است که صاحبان دو تیپ دیگر "پروسیدد" به راحتی متوجه خاص بودن آن می‎شوند.

هاچ‎بک اسپرت کیا
هاچ‎بک اسپرت کیا هاچ‎بک اسپرت کیا

"پروسیدد" از یک موتور 1.6 لیتری TGD-i استفاده می‎کند که توانایی تولید 201 اسب‎بخار و 265 نیوتن‎متر گشتاور را دارد. این هاچبک اسپرت در 7.4 ثانیه به سرعت 100 کیلومتر بر ساعت میرسد و حداکثر سرعت آن 229 کیلومتر بر ساعت است. این در حالی است که شتاب رقبایی چون اُپل GTC و رنو مگان RS به ترتیب 5.9 و 5.8 ثانیه است.  نظر شما در رابطه با این هاچ‎بک خوش‎چهره کیا چیست؟

جشن 65 سالگی لندروور!


جشن 65 سالگی لندروور!

جشن 65 سالگی لندروور!

شرکت خودروسازی لندروور، 65 سالگی خود را در حالی در پکینگتون استیت (Packington Estate) جشن می‎گیرد که در طول سال‎های 1948 تا 1970 امتحان خود را به خوبی در تولید و ساخت خودروهای آف-رود (Off-Road) پس داده است.

جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور! جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور!

در این جشن که کیک تولد آن توسط شرکت هلیکوپترسازی لینکس (Lynx) تدارک دیده شده بود، لندروور دیفندر SE-LXV با نشان "65" مزین شد. این خودروی شاسی‎بلند با داشتن یک موتور 2,200 سی‎سی و دنده معمولی، آپشن‎هایی از جمله تودوزی با رنگ‎های مشکی Santorini و سفید Fuji، سقف خاکستری Corris، رینگ 16 اینچی، و صندلی‎های چرم دارد. گفتنی است، قیمت این لندروور هنوز اعلام نشده است. در ادامه از شما دعوت می‎شود تا به تماشای عکس‎های این لندروور قدرتمند بنشینید و از دیدن تصاویر آن لذت ببرید. با ما همراه باشید.

جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور!
جشن 65 سالگی لندروور!

جیپ تابستانی!


جیپ تابستانی!

جیپ تابستانی!

کمپانی انگلیسی Kahn تبحر خاصی در تیونینگ خودروهای SUV دارد. در کارنامه درخشان این تیونر، لندروور رنجروور، جیپ گرند چروکی و پورشه کاین‎ به چشم می‎خورند که بسیار زیبا مورد بازنگری قرارگرفته‎اند. Kahn این بار سراغ جیپ CJ 300 رفته و آن را به اصطلاح "تابستانی" کرده است.

جیپ تابستانی!

این جیپ مجهز به چراغ‎های جلوی زنون، بادگیر شیشه، اگزوز چهارتایی، شل‎گیرهای جدید، آینه‎های همرنگ بدنه، رینگ‎های 20 اینچی، سپرها و جلوپنجره و رکاب‎های مشکی مات می‎باشد. تودوزی قرمز و نارنجی به‎ کار رفته در این جیپ بسیار چشم نواز است. کنسول وسط و چرم دور دنده نیز به رنگ بدنه است. البته بر اساس ادعای این کمپانی بزرگ، رنگ‎های مختلف بیش‎تری نیز برای داخل و خارج خودرو قابل سفارش می‎باشند. اگر این جیپ آفرود برای شما بود با آن از کدام تپه بالا می‎رفتید!

جیپ تابستانی!
جیپ تابستانی!
جیپ تابستانی!

بررسی رنو لتیتیود


بررسی رنو لتیتیود

رنو لتیتیود یک سدان خانوادگی متوسط است که مانند برخی از محصولات فرانسوی کسل کننده نیست. قیمت لتیتیود از 36,990 دلار شروع می‎شود، این خودرو در ایران توسط شرکت نگین‎خودرو وارد شده و قیمت فول‎آپشن آن 146 میلیون تومان می‎باشد. مدل پایه این خودرو با کم‎ترین امکانات رفاهی، هرآنچه که برای یک خانواده نیاز است را در اختیار شما قرار می‎دهد. در این رنو با لیست کاملی از امکانات رفاهی از قبیل: سیستم ورود بدون کلید، آینه‎های بغل تاشونده، ترمز دستی الکترونیکی، تودوزی چرم، فضای کافی برای سرنشینان عقب و جلو، صندوق عقب بزرگ، گرم‎کن صندلی، کروز کنترل، محدود‎کننده سرعت، دوربین دنده عقب و صندلی‎های برقی روبه‎ رو می‎شوید. البته با پرداخت 5,000 دلار بیش‎تر، تهویه مطبوع مجزا (3 نقطه‎ای) برای سرنشینان جلو وعقب، ماساژور صندلی و سیستم صوتی Bose با 10 عدد بلندگو را در اختیار خواهید داشت.

 

طراحی بدنه

در بحث طرح بدنه شاهد رعایت اصول طراحی رنو هستیم و بدون شک نمی‎توان منکر شباهت اندک برخی از قسمت‎ها با رنو مگان شد. البته نمی‎شود به طراحی این خودرو ایراد گرفت و باید گفت درخور این کلاس از خودرو است.

 

ایمنی

کمپانی رنو یکی از اولین خودروسازانی است که توانست در اکثر محصولات خود 5 ستاره ایمنی از موسسه استاندارد ایمنی اروپا (NCAP) کسب کند. چسبندگی خودرو به سطح زمین خوب است. ترمزها قوی و کارآمد هستند. البته سیستم ESC و EBD موجب افزایش اعتماد شما را به این خودرو در آب و هوای نامساعد و در عکس العمل نشان دادن به  حماقت احتمالی رانندگان دیگر، بالا می‎برد!

 

راحتی

داخل کابین لتیتیود راحتی خاصی دارد که این امر مدیون تهویه مطبوع 3 نقطه‎ای، پرده شیشه‎های عقب و زیرآرنجی راحت این خودروست. البته با روشن کردن سیستم صوتی Bose، این لذت دوچندان می‎شود. سیستم رهیاب Tom Tom نیز مسیریابی را برای شما آسان‎تر می‎نماید. این خودرو همچنین به داشتن صفحه نمایش اطلاعات خودرو TFT با رزولوشن بالا می‎بالد که از طریق آن می‎توانید به تمام اطلاعات مهم خودرو دست یابید.

کیفیت سواری

رانندگی با لتیتیود در کنار لاستیک‎های 18 اینچی، و صندلی‎های چرم که به خوبی شما را در بر می‎گیرند، راحت و لذت‎بخش است. درست است که لتیتیود یک خودرو اسپرت نیست ولی می‎توانید به راحتی با آن کنار بیایید و اعضای خانواده شما نیز در کنارش لذت خواهند برد. چراکه از بسیاری از اتومبیل‎های اسپرت کره‎ای و ژاپنی عمل‎کرد بهتری دارد. لتیتیود هم برای یک خرید روزمره داخل شهر مناسب است و هم برای سفر به خارج از شهر.

این خودرو با موتور دیزلی از پس حرکت در تمام مسیرها، حتی با صندوق عقب پر، بر می‎آید. یکی از انواع موتورهای قابل سفارش بنزینی، شش سیلندر خورجینی با حجم 2.5 لیتر می‎باشد که دارای اساندارد آلایندگی یورو 4 بوده و دارای 177 اسب بخار قدرت موتور است. شتاب و کشش خودرو قابل قبول است و میزان نفوذ صدای موتور به داخل کابین کم است. گیربکس 6 سرعته اتوماتیک نیز در کنار این موتور، به لتیتیود چابکی خاصی بخشیده است. قیمت مدل فول این خودرو 42,490 دلار است که این رنو را در میدان رقابت با رقبای زیادی قرار داده است. نظر شما راجع به این سدان خانوادگی چیست؟ شما میان این خودرو و دیگر محصولات همتراز و موجود در بازار ایران، کدام‎یک را برمی‎گزینید؟

دوج چلنجر به سبک کانتری!


دوج چلنجر به سبک کانتری!

تیم مک گرا (Tim McGraw) که یک خواننده سبک کانتری است، با الهام از آخرین آلبوم خود با نام (Two Lanes of Freedom) دست به رنگ آمیزی یک دوج چلنجر SRT8 زد. ترکیب رنگ‎های نارنجی، آبی اقیانوسی و قرمز، جلوه زیبایی به این خودرو بخشیده‎اند.

نکته جالب توجه این است که طیف رنگ‎ها در قسمت عقبی خودرو به زیبایی در هم ادغام گردیده‌‎اند. این خودرو با کیت بدنه Mopar، دارای هواکش روی کاپوت بوده و در بحث سیستم تعلیق نیز کمی کاهش ارتفاع را تجربه کرده است. استفاده از رنگ‎های روشن در قسمت‎هایی از داخل خودرو نیز رعایت شده است.

در کنسول میانی و غربیلک فرمان از رنگ برنز استفاده شده که هماهنگ با رنگ نارنجی تودوزی داخل خودروست. موتور این خودرو هشت سیلندر خورجینی با حجم 6.4 لیتر و قدرت 470 اسب بخار است. شتاب 0 تا 100 این چلنجر 4.6 ثانیه می‎باشد. شما از بین این چلنجر زیبا و رقیب کره‎ای اش کدام یک را برمی‎گزینید؟

مرسدس-بنز آکواریومی!


مرسدس-بنز آکواریومی!

بدون شک، یک طرح زیبا هیچ‎گاه قدیمی نشده و به اثری جاودان تبدیل می‎شود. مرسدس-بنز نیز در خلق شاهکارهای به یاد ماندنی، سوابق درخشانی دارد که از میان آن‎ها می‎توان به مرسدس-بنز گالوینگ اشاره کرد. این‎بار نیز این کمپانی با ارائه جدیدترین کانسپت خود با نام دلفین (Dolphin) قدرت خود را در طراحی و تجربه دیرینه‎اش به رخ رقبا کشیده است.

طرح این خودرو برگرفته از این جانور آبزی بوده و در ساخت آن از قطعات سبک وزن استفاده شده است. اصول آیرودینامیک به‎طور شگفت انگیزی در بدنه این کانسپت رعایت شده است. این مرسدس-بنز از یک موتور الکتریکی بهره می‎برد که هم سبک است و هم دوستدار محیط زیست. گویا تمام تخیلات بشر در حال به واقعیت پیوستن هستند. نظر شما راجع به این فضاپیما چیست؟


معرفی چهار شاسی بلند دیزلی


معرفی چهار شاسی بلند دیزلی

بازار جهانی خودرو در سال‎های اخیر، پر از شاسی‎بلندهای تمام عیار شده است و خریداران گزینه‎های زیادی را برای انتخاب پیش روی خود می‎بینند. در این پست قصد داریم چهار مدل از جدیدترین و برترین شاسی بلندهای بازار را به طور مختصر معرفی کنیم. گزینه انتخابی شما کدامیک است: مرسدس بنز Ml350 BlueTec، جیپ گرند چروکی EcoDiesel، فولکس واگن توراگ  TDI یا پورشه کاین دیزل؟ اطلاعاتی که در ادامه می‎خوانید، شما را در انتخاب گزینه مورد نظرتان یاری خواهد کرد. تمامی این چهار مدل از موتور توربودیزل شش سیلندر خورجینی 3 لیتری بهره می‎برند و همه آن‎ها 240 اسب‎بخار و گشتاوری بین 550 تا 616 نیوتنمتر تولید می‎کنند. اگرچه از نظر موتوری عملکرد مشابهی دارند، اما هر کدام دارای ویژگی‎های خاص خود هستند.

فولکس واگن توراگ  TDI

فولکس‎واگن توراگ تا حدی توان رقابت با 3 خودروی دیگر را دارد، ولی به دلیل فقدان سیستم تعلیق بادی و قیمت بالا شاید آخرین گزینه شما برای خرید باشد.

مرسدس بنز ML350 BlueTec

مرسدس بنز ML350 بدون شک بهترین امکانات رفاهی و مصرف سوخت بهینه را در کنار هم عرضه می‎کند. اما باید اشاره کرد که به عنوان یک شاسی بلند، عملکرد ضعیفی در مسیرهای خارج از جاده دارد.

پورشه کاین دیزل

پورشه کاین، برادر زاده کمپانی گروه فولکس واگن با مصرف 10 لیتر در هر 100 کیلومتر، در مقایسه با سایر رقبا، خودرویی با آلایندگی به مراتب کمتر به شمار می‎رود و عملکرد آن در جاده و مسیرهای خارج از جاده بسیار دقیق و پرقدرت است. البته شاید به علت قیمت بالایی که دارد، دومین انتخاب مقرون به صرفه باشد.

جیپ گرند چروکی EcoDiesel

در نهایت به جیپ گرند چروکی EcoDiesel می‎رسیم، خودرویی که در ترکیب شاخصه‎های عملکرد بالا، امکانات رفاهی و قیمت مناسب، موفق‎تر از دیگر شرکت‎های خودروسازی عمل کرده است. حالا اگر قدرت خرید داشتید و تمامی این خودروها نیز در بازار و دسترس شما بودند، کدامیک از این شاسی بلند‎های جذاب را انتخاب می‎کردید؟

سانروف(sunroof) یا مونروف (moonroof)

سانروف (Sunroof) یا مونروف (Moonroof)

همان‎طورکه از نام سانروف (Sunroof) و مونروف (Moonroof) پیداست، این دو عبارت باید ارتباط نزدیکی با خورشید و ماه داشته باشند. اگرچه بسیاری افراد، هر دو مفهوم را یکسان می‎پندارند، اما در حقیقت باید گفت که یکسری تفاوت‎های جزئی‎، بین این دو وجود دارد.

به‎طورکلی، هر صفحه‎ای که در سقف خودرو با هدف ورود نور یا هوا به داخل خودرو جاسازی شده باشد، سانروف یا مونروف نام دارد. برخی سانروف‎ها یا مونروف‎ها قابلیت باز و بسته شدن دارند درحالی‎که برخی دیگر ثابت هستند. سانروف‎ها معمولاً شفاف هستند درحالی‎که مونروف‎ها را رنگی می‎سازند. در حقیقت مونروف نوع خاصی از سانروف است. در دهه هفتاد، به سانروف‎های شیشه‎ای داخلی و برقی، مونروف می‎گفتند. البته امروزه عموماً تنها به سانروف‎های شیشه‎ای داخلی، مونروف گفته می‎شود. سانروف داخلی در حقیقت نوعی است که صفحه متحرک آن بین سطح خارجی و داخلی سقف حرکت می‎کند. عملکرد مونروف می‎تواند برقی یا دستی باشد. بنابراین، هر سانروف شیشه‎ای با قابلیت باز و بسته شدن به‎صورت کشویی بین سطح خارجی و داخلی سقف، مونروف نام دارد. از آن‎جا که تقریباً تفاوت قابل‎ملاحظه‎ای بین سانروف و مونروف وجود ندارد، در ادامه تنها به معرفی انواع سانروف خواهیم پرداخت. همه انواع سانروف‎هایی که در ادامه به آن‎ها اشاره می‎شود، ممکن است در کارخانه سازنده روی خودرو قرار بگیرد یا بعداً به سفارش خریدار توسط فروشنده روی خودرو نصب شود.

سانروف داخلی (In-Built):

سانروفی که صفحه آن بین سطح خارجی و داخلی سقف قرار می‎گیرد و به صورت کشویی باز و بسته می‎شود.

سانروف پاپ‏‎آپ (Pop-Up):

سانروفی که با بلند کردن صفحه آن رو به بالا باز می‎شود.

سانروف اسپویلر (Spoiler):

سانروفی که صفحه آن در بیرون سطح خارجی سقف قرار دارد و به‎صورت کشویی باز می‎شود.

سانروف جمع شونده (Folding):

سانروفی که سطح آن پارچه‎ای است و پس از باز شدن، باید پارچه را جمع کرد.

سانروف جداشونده (Removable):

سانروفی که اندازه آن بزرگ‎تر است و می‎توان آن را از روی خودرو به‎طور کامل باز کرد.

مقایسه بوگاتی ویرون و پاگانی زوندا


مقایسه بوگاتی ویرون و پاگانی زوندا

1Carدر دنیای اتومبیل‎ها، خودروهای عادی و سوپرخودرو‎ها و ماورای آن‎ها این دو خودرو وجود دارند: پاگانی زوندا و بوگاتی ویرون! این خودروها از مرز سوپرخودرو فراتر رفته و وارد قلمروی منحصر به خود شده‎اند. هر دو رکوردشکن هستند، هر دو بسیار سریع و گران‎قیمت هستند. تا حدی که حتی مدیران ارشد اجرائی شرکت‎های نفتی نیز ممکن است توانایی خریداری آن‎ها را نداشته باشند. اما برای کسانی که 2 میلیون دلار پول نقد اضافی داشته باشند، این دو گزینه هایی کاملاً ایده‎ال هستند. ویرون و زوندا R در دو سو در مقابل هم قرار می‎گیرند. مقایسه آن‎ها مثل مقایسه شاتل فضایی با جنگنده اف 22 است. هر سوپرخودرو روی شاخصه‎های کاملاً متفاوتی تمرکز می‎کنند، هدف اصلی ویرون سرعت است که به آن نیز دست می‎یابد. اخیراً ویرون آخرین رکورد سرعت را شکسته و به سرعت غیرقابل باور 429 کیلومتر در ساعت دست یافته است. از سوی دیگر زوندا R روی همه قابلیت‎ها تمرکز می‎کند. این خودرو نیز رکورد پیست نربرگ‎رینگ (Nurburgring) را با زمان 6 دقیقه و 47 ثانیه شکسته است.

چیزی که در اینجا داریم جنگ نیرو در برابر اندیشه است. ویرون برای مدت‎ها به عنوان قدرتمندترین خودروی جهان شناخته شده و به دلیل موتور 16 سیلندر خود با توربوی چهارگانه و توان بیش از 1,000 اسب بخار و سرعت رکورد شکن خود بیشترین توجه را به خود جلب نموده است. مدل سوپر اسپرت این خودرو با افزودن 200 اسب بخار نیروی مضاعف به موتور و کاهش حدود 270 کیلوگرم وزن، از مدل قبلی نیز فراتر رفته است. با طرح جدید در جلو که به آیرودینامیک بهتر کمک می‎کند این بوگاتی تمام کارهای ممکن را برای بدست آوردن سرعتی دست نیافتنی انجام داده است. ولی زوندا علاوه بر سرعت به نکات دیگر نیز توجه کرده است، این یک خودروی مسابقه با عملکرد و ظاهری متناسب است، این مدل قطعاً از نظر ظاهری بخش‎های مشترکی با مدل زوندا F دارد ولی این اشتراک فقط 10 درصد است. پاگانی می‎گوید که با وجود شباهت‎های ظاهری، زوندا R از پایه و اساس کاملاً متفاوت ساخته شده است. نمای جلوی خودرو شبیه به خودروهای فرمول یک است ولی دریچه‎ها و ورودی‎های هوا به آن اضافه شده تا آیرودینامیک و نیروی روبه پایین خودرو را افزایش دهد.

ویرون شباهتی به سوپرماشین‎های گذشته ندارد. اگر با کسی که فقط کمی علاقه به خودرو دارد در مورد این اتومبیل نظر خواهی کنید قطعاً در مورد نیروی فراوان و سرعت رکورد شکن آن صحبت خواهد کرد ولی در مورد طراحی آن نظری نخواهد داشت. خیلی از اشخاص ممکن است حتی متوجه تفاوت بین ویرون سوپراسپرت و ویرون پایه نباشند. درحالی‎که  چند تفاوت چشم‎گیر بین آن‎ها وجود دارد. بخش پایین نمای جلو با ورودی‎های هوای بزرگتر مجداً طراحی شده و ورودی‎های هوای بزرگی در امتداد کناره های خودرو ایجاد شده اند. البته گلگیرها و دریچه‎های بزرگ هنوز در این خودرو وجود دارند. وقتی که ویرون در حالت سکون ایستاده است چندان سریع و چالاک به نظر نمی‎رسد، این خودرو بیشتر برای سواری در جاده ساخته شده است برخلاف زوندا R که مخصوص پیست است.

 

شما باید یک طراح اتومبیل با تجربه بسیار باشید تا پیچیدگی هر خط و هر منحنی این خودرو را درک کنید. چیزی که میتوان گفت این است که این خودرو سریع و هدفمند بوده و بیشترین شباهت را به خودروهای فرمول‎یک دارد. کاپوت کشیده‎تر شده و  زوندا R در مقایسه با زوندا F حدود 40 سانتی‎متر بلندتر می‎باشد. بدنه ویرون سوپراسپرت نیز نسبت به گذشته ساده تر شده است، بخش عقب مجدداً طراحی شده و دریچه بزرگ موتور حذف شده و با سقف یکپارچه شده است. اگزوزها دو عدد شده و نسبت به اگزوز چهار گوش گذشته پهن‎تر ولی کوتاه‎تر شده‎اند.

باله عقب هنوز وجود دارد و به عنوان ترمز عمل می‎کند و نیروی ترمز آن برابر با نیروی ترمز یک هاچ بک عادی است. طراحی مشابه با طراحی فرمول یک در زوندا با داشتن باله قابل تنظیم عقب کاملاً مشهود است. اگزوز چهارگانه واقع در بخش مرکزی عقب شبیه تفنگی است که هر کسی که قصد سبقت گرفتن داشته باشد را می‎ترساند و اگر زیادی نزدیک شوند اگزوز زوندا می‎تواند با خروج آتشی از اگزوز درس خوبی به او بدهد. فضای داخلی نیز همانند بخش خارجی بر روی مسابقه تمرکز کرده است. در مقابل شما یک صفحه LCD بزرگ قرار دارد که تمامی اطلاعات مثل میزان نیروی رو به پایین تولیدی را نمایش می‎دهد. با استفاده از حسگرهای موجود در خودرو شما می‎توانید تک تک اجزای اتومبیل را کنترل کنید.

 امکانات رفاهی داخل ویرون سوپراسپرت کمتر از حد انتظار از یک خودروی 1.2 میلیون دلاری است. باید ذکر نمود که هرکسی نمی‎تواند با این خودرو به سرعت 429 کیلومتر در ساعت دست پیدا کند. برای رسیدن به حداکثر سرعت، یک کلید مخصوص مورد نیاز است که بدون آن ویرون تا سرعت 352 کیلومتر در ساعت محدود شده است. اگر خودرو را در حالت حداکثر سرعت قرار دهید پخش کننده هوا در جلو بسته شده و ارتفاع خودرو پایین می‎آید و باله عقب جمع می‎شود و سپس خودرو آماده پرواز خواهد بود. پس اگر شما میلیونر یا میلیاردر هستید و آرزوی همیشگی شما این بوده است که یک فضانورد باشید، به غیر از خروج از جو، بوگاتی ویرون نزدیکترین چیز به آرزوی شما است که می‎توانید به آن برسید. ولی اگر همیشه می‎خواستید که یک راننده فرمول یک باشید زوندا R منتظر شماست که با آن وارد پیست شوید. دوست دارید فضانورد باشید یا قهرمان فرمول یک؟!

معرفی رانندگان فرمول 1(جنسن باتن و ژول بیانچی)


معرفی رانندگان فرمول 1 (جنسن باتن و ژول بیانچی)

در این فصل از رقابت‎های فرمول 1 شاهد حضور 22 راننده و 11 تیم 2 نفری هستیم. قصد داریم در 1Car معرفی مختصری از تمامی رانندگان شرکت کننده در این رقابت حرفه‎ای داشته باشیم.  هر هفته به معرفی چهار راننده فرمول 1 خواهیم پرداخت و در هر پست با 2 راننده آشنا خواهیم شد. ترتیب معرفی راننده‎ها براساس حروف الفبای انگلیسی خواهد بود.

 

جنسن باتن (Jenson Button)

روز تولد: 19 ژانویه 1980

محل تولد: سامرست، بریتانیا

سن: 33 سال و 95 روز

قد: 182 سانتی‎متر

وزن: 72 کیلوگرم

تیم فعلی: مکلارن

تیم‎های پیشین: بار، بنتون، براون، هوندا، رنو، ویلیامز

عملکرد در فصل 2013-2014
گرند پری روز مدل خودرو رتبه امتیاز مکان شروع مسابقه
استرالیا-آلبرت پارک 17 مارچ مکلارن (MP4-28) نهم 2 10
مالزی-اسپانگ 24 مارچ مکلارن (MP4-28) هفدهم - 7
چین-شانگهای 14 آپریل مکلارن (MP4-28) پانزدهم 10 8
بحرین-بیک 21 آپریل مکلارن (MP4-28) دهم 1 10

کسب قهرمانی در فرمول 1 برای "جنسن باتن" هزینه‎ای 9 ساله داشت. وی سرانجام در سال 2009 این مقام را بدست آورد. طی 13 سال حضور باتن در فرمول 1، چند باری توانایی‎های او زیر سوال رفت، اما به دلیل قهرمانی و قرارداد بلند مدتی که با تیم مکلارن دارد، همه "جنسن باتن" را شایسته احترام می‎دانند.

 

نقاط ضعف و قوت

اطلاعات و دیتای بدست آمده از شیوه رانندگی "جنسن باتن"، دلیل محکمی برای قرارگرفتن او در دسته بهترین و تکنیکی‎ترین راننده‎های حاضر در فرمول 1 است. اگرچه "باتن" در برخی شرایط نمی‎تواند تمام توانایی‎های خود را به نمایش بگذارد، مواردی چون استفاده از تایرهای سرد و یا استفاده از خودروهایی که کمی تمایل به اووراستیر دارند.

اوج حرفه

قهرمانی در رقابت‎های فرمول 1 سال 2009  و نمایش بسیار خوب وی در گرندپری برزیل همان سال جواب صریحی به نقدهای منتقدانی بود که باور داشتند وی به قهرمانی فصل دست نخواهد یافت.

دوران افول

باتن برای خود رکوردی دست پا کرد و طی 114 گرندپری، یک پیروزی هم بدست نیاورد.

جملات به یادماندنی از "باتن"

- "اگر پیروزی بدست نمی‎آورم، برایم مهم نیست چه کسی برنده و نفر اول می‎شود. وقتی که با خودرویی معمولی به رقابت می‎پردازم، برای من هم فرقی نمی‎کند که برنده کیست. بیش از این نمی‎توانم تمام سعی و تلاشم را به کار گیرم و در نهایت در دور تعیین خط جایگاه چهاردهم نصیبم شود. این موضوع مرا ناراحت می‎کند."

حاشیه

"باتن" یک ون کمپر فولکس 1956 دارد که بسیار هم به داشتن ان افتخار می‎کند. این بریتانیایی گاراژ بزرگی پر از ماشین‎های خاص دارد، البته "باتن" در سال 2009 بوگاتی ویرون خود را به قیمت 900,000 یورو فروخت.

 

ژول بیانچی (Jules Bianchi)

روز تولد: 3 آگوست 1989

محل تولد: نیس، فرانسه

سن: 23 سال و 264 روز

نسبت فامیلی: برادرزاده "لوسین بیانچی"

وزن: 72 کیلوگرم

تیم فعلی: موراسیا

تیم‎های پیشین: فراری، فورس ایندیا، لوتوس ART

عملکرد در فصل 2013-2014
گرند پری روز مدل خودرو رتبه امتیاز مکان شروع مسابقه
استرالیا-آلبرت پارک 17 مارچ ماروسیا (MR02) پانزدهم - 19
مالزی-اسپانگ 24 مارچ ماروسیا (MR02) سیزدهم - 19
چین-شانگهای 14 آپریل ماروسیا (MR02) پانزدهم - 18
بحرین-بیک 21 آپریل ماروسیا (MR02) نوزدهم - 15

"ژول بیانچی" برادرزاده "لوسین بیانچی" است که برنده مسابقات 24 ساعته لمان در سال 1968 بود و در 19 گرندپری شرکت داشت و یک بار به جمع سه نفر برتر یکی از این گرندپری‎ها راه یافت. ژول اولین ماشین کارتینگ خود را در سن 3 سالگی داشت و در 5 سالگی در مسابقات حضور یافت.  تیم کارتینگ مارانلو در سال 2003 قراردادی با "بیانچی" جوان به امضا رساند. وی پس از چهار سال به مسابقات خودروهای تکسرنشین راه یافت. در اولین سال حضورش در مسابقات فرمول 2 و تیم رنو بود که با قهرمانی وی در رقابت‎های قهرمانی فرانسه به پایان رسید. وی طی سال‎های بعد پله‎های ترقی را طی کرد تا این‎که سرانجام در سال 2011  به عنوان راننده رزرو و در گرند پری هند راه خود را به فرمول یک باز کرد. "ژول بیانچی" اولین فصل خود را به عنوان راننده اصلی تجربه می‎کند و تا به حال تنها در همین چهار گرندپری برگزار شده در فصل 2013-2014 رانندگی کرده است.


مقایسه پورشه پانامرا، مازراتی کواتروپورته و بی ام و 750i

مقایسه پورشه پانامرا، مازراتی کواتروپورته و بی ام و 750i

پرفروش‎ترین خودروی کمپانی پورشه از سال 2003 تاکنون، مدل شاسی بلند پورشه کاین بوده است. ولی اتومبیل مورد بحث یعنی پانامرا که اولین محصول سدان این کمپانی است، نشان دهنده گسترش هرچه بیشتر طیف محصولات این شرکت می‎باشد. تلاش پورشه برای پیشی گرفتن از فولکس‎واگن نتیجه عکس داده و فولکس‎واگن از پورشه پیشی گرفت. چیزی که باعث شد تا رئیس پورشه آقای وندلین وایدکینگ جای خود را به معاون اول خود یعنی آقای مایکل ماخت بدهد. با در نظر گرفتن موارد بالا شما ممکن است فکر کنید که پورشه کمی در مسائل خود دچار مشکل شده است. آیا مدل پانامرا قابلیت این را دارد که کمپانی پورشه را در رقابت شدید خود پیش اندازد؟ این همان چیزی است که ما در این‎جا به دنبال فهمیدن آن هستیم.

رقیبان همگی اروپایی هستند. سه مرسدس بنز برای این رقابت مناسب بودند: CLS 63 AMG ،S 63 AMG و E63 AMG استیشن. ولی مرسدس در نهایت مدل CLS 63 خود را به مصاف پورشه فرستاد. چیزی که رقابت را  پیچیده‎تر می‎کند این است که مدل S550 بنز به وسیله BMW 750 Li شکست خورده است و  طبیعاً در میدان رقابت حضور نخواهد داشت. بنابراین دو رقیب اصلی این پورشه، بی‎ام‎و سری 7 و مازراتی کواتروپورته هستند. از میان سه مدل مختلف کواتروپورته، مدل فول اسپرت GTS انتخاب شده. چون موتور 4.7 لیتری وی 8 آن نیرویی معادل 433 اسب بخار تولید می‎کند که 37 اسب بخار بالاتر از مدل پایه  4.2 لیتری می‎باشد. پورشه و بی‎ام‎و هر دو 400 اسب بخار نیرو تولید می‎کنند.

انتظار می‎رفت که پانامرا قیمت معقولی داشته باشد (حتی کم کردن 10000 دلار از قیمت می‎توانست این خودرو را به ارزان‎ترین خودروی مقایسه مبدل کند). اما طبق معمول مدل دیفرانسیل عقب S دارای امکاناتی به ارزش 40,000 دلار بود. با این حال مازراتی با قیمت 150,375 دلار گران‏ترین مدل در این گروه است. بی‎ام‎و با تمام امکانات ممکن قیمتی برابر با 104,000 داشته و قیمت پایه آن از 82,280 دلار شروع می‎شود.

تعجب کنید! مازراتی مقام سوم را به خود اختصاص داد ولی گول این سوم شدن را نباید خورد. این اتومبیل هنوز یک اتومبیل فوق العاده است. و همچنین از نظر زیبایی جذاب‎ترین خودروی گروه نیز می‎باشد. قلب تپنده 8 سیلندر این مازراتی که از فراری برگرفته شده غرشی را در اگزوز (صدای اگزوز) ایجاد می‎کند که شبیه به غرش هیولاست. در ابتدا صدای وحشیانه خودرو جالب است. ولی پس از نیم ساعت این صداها کم کم آزار دهنده و پس از آن خسته کننده می‎شوند. این صدا آنقدر بلند است که رانندگان اطراف نیز در سرعت بالا آن را می‎شنوند. خوشبختانه می‎توان این صدا را کاهش داد، با غیرفعال کردن حالت اسپرت و بسته شدن مجرای سیستم اگزوز این صدا نیز دیگر شنیده نشده و پیمودن مسیرهای طولانی قابل تحمل می‎شود!

لذت سواری فقط به صدا منتهی نمی‎شود. شتاب 0 تا 100 کیلومتر با 4.5 ثانیه ثبت گردید و مسافت  400 متر در 13.1 ثانیه پیموده شد. که از پانامرا و بی‎ام‎و  سریع‎تر است. در رانندگی در جاده‎های پر پیچ و خم، کواتروپورته ناپایداری بیشتری نسبت به دو خودروی دیگر از خود نشان می‎دهد که احتمالاً دلیل اصلی آن نداشتن سیستم تعلیق قابل تنظیم است. مازراتی سیستم تعلیق ثابت در مدل GTS با ارتفاع پایین‎تر و کمک فنرهای محکم‎تر را جایگزین سیستم تعلیق قابل تنظیم موجود در کواتروپورته استاندارد کرده است.

نتیجه این است که سواری خودرو بهتر می‎شود، مخصوصاً با در نظر گرفتن چرخ‎های 20 اینچی که از دو خودروی دیگر بزرگ‎تر هستند. این خودرو همچنین دارای اهرم تعویض دنده عالی با اندازه کاملاً مناسب است و حس فرمان بسیار طبیعی می‎باشد. بی‎ام‎و و پورشه هر دو دارای نسبت‎های مختلف فرمان پذیری بودند که مخصوصاً در بی‎ام‎و باعث ایجاد دشواری در مستقیم نگه داشتن فرمان می‎شد. فضای داخلی با وجود این‎که با چرم مرغوب پوشیده شده است، کمی قدیمی به نظر می‎رسد. ناگفته نماند که مازراتی دارای بالاترین جذابیت بصری می‎باشد و کم‎تر شبیه به شاهکار مهندسی بوده و بیشتر شبیه به یک قطعه هنری است.

بی‎ام‎و مقام دوم را کسب نمود. این خودرو با وجود اینکه از مازراتی کوتاه‎تر و پهنای آن نیز از پورشه کم‎تر است ولی بزرگ‎تر از همه به نظر می‎رسد. البته با ارتفاعی بالغ بر 158 سانتی‎متر، از نظر ارتفاع از دو خودروی دیگر بلندتر است. در کنار مازراتی و پورشه این خودرو کاملا غیر اسپرت و معمولی به چشم می‎آید. نسل گذشته سری هفت قربانی فلسفه طراحی کریس بنگل شد که بدنه و سپرها را به گونه‎ای طراحی کرد که بی‎ام‎و بیشتر شبیه به کاریکاتور شد. در نتیجه این نسل از سری 7 با محافظه کاری بیشتری نسبت به گذشته طراحی شده است. گرچه ظاهر می‎تواند گول زننده باشد ولی موتور 8 سیلندر خورجینی مجهز به توربو شارژر باعث می‎شود که با بالا رفتن سرعت، بی‎ام‎و به نظر چابک‎ترشده و اعتماد به نفس راننده بالا رود که برای یک خودروی 2030 کیلوگرمی پیشرفت بزرگی محسوب می‎شود.

امکاناتی نظیر میله های ضدواژگونی و فرمان‎پذیری با چرخ‎های عقب و تعلیق قابل تنظیم را نیز به امکانات این خودرو بیافزایید. فرمان قابل تنظیم این خودرو حسی مصنوعی را به راننده منتقل می‎کند که در سرعت‎های بالا می‎تواند خطرناک باشد. چون باعث می‎شود که خودرو زودتر واژگون شود. عادت کردن به رانندگی با این خودرو قدری زمان می‎برد. تایرهای Goodyear بی‎ام‎و در مقایسه با تایر Michelin پورشه و Pirelli مازراتی بیشتر به منظور رفاه و راحتی تولید شده اند. با وجود ضعف تایرهای بی‎ام‎و، این خودرو در تست مارپیچ توانست با سرعت 108 کیلومتر در ساعت حرکت نماید. البته این سرعت در مقایسه با دو خودروی دیگر پایین‎تر است. آزمون فاصله توقف با سرعت  112 کیلومتر در ساعت نیز با طی مسافت 4 متر و 59 سانتی‎متر ثبت شد که از رقیبان خود ضعیفتر بوده و 14 سانتی متر از مازراتی و 11 سانتی متر از پورشه بیش‎تر است. علاوه بر این‎ها بی‎ام‎و سنگین‎ترین خودروی گروه است و تاوان این وزن اضافه را در آزمون شتاب پس داد.

شتاب صفر تا 100 این خودرو معادل 5.2 ثانیه است که 0.7 ثانیه از مازراتی بیشتر می‎باشد. ولی در تست پمایش مسافت 400 متر، این میزان کم‎تر شده و با 13.6 ثانیه فقط 0.5 ثانیه از مازراتی فاصله می‎گیرد. به هنگام رانندگی در برابر مازراتی و پورشه در سربالایی‎ها، بی‎ام‎و به دلیل نداشتن پدال شیفتر (اهرم تعویض دنده در پشت فرمان)، دچار مشکل می‎گردد. وقتی با دنده سبک به پیچ نزدیک می‎شویم برای کم کردن دنده باید به سراغ دسته دنده واقع در کنسول میانی برویم که در این هنگام خودروی جلویی فاصله خود را با ما زیاد می‎کند. گرچه توجه زیادی برای لوکس‎تر شدن کابین نشده است ولی در بی‎ام‎و صندلی‎های عقب بزرگ‎تر و راحت‎تر بوده و همچنین تنها خودرویی است که سه فرد بزرگسال را به‎راحتی در خود جای می‎دهند. بیشتر مالکان این خودرو در شرایط سخت رانندگی نمی‎کنند و از رانندگی راحت آن لذت می‎برند. این خودرو واقعاً دارای روی دیگری از سکه است که آن یک جنبه کاملاً اسپرت می‎باشد  که محصول جانبی خودرو‎ایست که به دقت مهندسی شده است.

 گرچه بخشی از این امتیاز به میزان مصرف سوخت و قیمت اختصاص دارد ولی بخش بزرگی از ارزیابی به سواری خودرو بستگی دارد. ظاهر پانامرا بزرگ و سنگین به نظر می‎رسد. این هاچ بک فضای زیادی برای سرنشینان و وسایل آنها دارد ولی صندلی‎های عقب فقط دو نفر را می‎توانند در خود جای دهند. و در مقایسه با دو خودروی دیگر باریک‎ترین صندلی‎ها را دارد. بنابراین امتیاز چندانی برای رفاه و فضای سرنشینان عقب دریافت نمی‎کند.

وقتی از داخل خودرو به بیرون نگاه می‎کنید این خودرو پهن و کم ارتفاع به نظر می‎آید و بخش هدایت آن به جذاب‎ترین شکل ممکن طراحی شده است. اما هنگام پارک کردن دید خوبی از زوایای خودرو وجود ندارد و طراحی خاص آن باعث می‎شود که داخل خودرو تنگ به نظر برسد. ما انتظار داشتیم که پانامرا کمترین میزان مصرف سوخت را داشته باشد چون دارای مالیات مصرف نمی‎باشد. مالیات برای خودروهایی که مصرف ترکیبی کمتر از 12 لیتر دارند از 1000 تا 7700 دلار متفاوت است. میزان مصرف 14 لیتر در  هر 100 کیلومتر ثبت شده. این میزان از مصرف بی‎ام‎و که معادل 20 لیتر در 100 کیلومتر است 36 درصد کم‎تر می‎باشد. بخشی از مصرف مناسب پورشه به دلیل امکان خاموش و روشن کردن موتور در هنگام توقف است. پانامراهای موجود در بازار آمریکا اکثراً از این مزیت برخوردار هستند ولی راننده باید هربار که خودرو را روشن می‎کند آن را فعال نماید. چون به طور خودکار در حالت غیر فعال قرار دارد و با خاموش بودن آن میزان مصرف سوخت پانامرا در شهر معادل 17 لیتر است. این سیستم نیز دارای مزیت‎ها و معایب خاص خود است.

وقتی خودرو متوقف می‎شود و موتور 4.8 لیتری 8 سیلندر خورجینی با توان 400 اسب بخار باز می‎ایستد روشن شدن مجدد آن عمل سنگینی است. گیربکس دستی-اتوماتیک 7 دنده پانامرا با کلاچ دوگانه باید الگوی تمامی سازندگان گیربکس قرار بگیرد. گیربکس در سه حالت: عادی، اسپرت و فوق اسپرت قابل تنظیم می‎باشد. وقتی تنظیمات را در حالت عادی قرار می‎دهیم تعویض دنده‎ها سریع و حتی گاهی غیر قابل پیشبینی انجام می‎شود. در حالت فوق اسپرت گیربکس پایین‎ترین دنده ممکن را انتخاب کرده و شما را برای استفاده از شیفترهای گیج کننده در  دو طرف فرمان بی‎نیاز می‎کند. متاسفانه تنها چیزی که در مدل آزمایشی وجود ندارد مجموعه کرونو اسپرت است که سیستم کنترل کشش را نیز شامل می‎شود. که بدون آن پانامرا بیش از حد سریع است. این خودرو با شتاب صفر تا 96 کیلومتر4.6 ثانیه و پیمایش مسافت 400 متر در 13.2 ثانیه، کمی از مازراتی سریع‎تر می‎باشد.

در ابتدا این سدان چهار سرنشین فرمان‎پذیری خوبی از خود نشان نمی‎دهد ولی پس از مدتی به نظر می‎رسد که تایرها گسترش یافته و در جاده فرو رفته‎اند. در نهایت این‎که پانامرا قابلیت‎های زیادی دارد و  از نظر ترمز پانامرا جایگاه دوم را بااختلافی بسیار اندک نسبت به خودروی اول کسب نمود. در کل پانامرا در جاده دو خودروی دیگر را پشت سر می‎گذارد. شتاب‎گیری خودرو پس از گذراندن پیچ از بی‎ام‎و سریع‎تر بوده و مشکلات فرمان‎پذیزی مازراتی را ندارد. پانامرا در این مقایسه برنده است چون بهترین ترکیب از یک خودروی اسپرت و لوکس را ارائه می‎کند. این خودرو به اندازه مازراتی سرکش و به اندازه بی‎ام‎و لوکس نیست ولی سواری آن دقیقاً به گونه ای است که از یک پورشه انتظار می‎رود. یعنی در یک کلام  هیجان انگیز. این خودرو همچنین دارای فضای داخلی بسیار زیباست که از هر دو خودروی دیگر برتر است. ظاهر آن اصلاً جالب نیست ولی وقتی شما در صندلی راننده بنشینید، دیگر به این موضوع اهمیت نخواهید داد.

تیونر آلمانی

  تیونر آلمانی

نام این مدل تیون شده توسط کمپانی "کان دیزاین"، Santorini Black RS 600 Cosworth می‎باشد. همانطور که از نام آن پیدا است رنگ خودرو سیاه است و کمپانی "Cosworth" بخش‎های مکانیکی رنج روور را ساخته است. اما 600 چیست؟ این عدد مربوط به 545 اسب بخار قدرت خودرو نیست، بلکه به گشتاور 600 پوند فوت (813 نیوتن‎متر) آن اشاره دارد. خودروی تیون شده قدرت 545 اسب بخاری خود را مدیون برنامه ریزی مجدد ECU و تنظیم دوباره سوپرشارژر است.

گذشته از رنگ سیاه مسحور کننده  رنج روور،  طراحی خارجی این مدل با کیت بدنه جدید که شامل لبه برآمده‎تر گلگیرها و سپرهای عقب و جلو می‎شود (سپرجلویی کمی پایین‎تر از سپر عقب قرار گرفته است)، زیبایی و ابهت خاصی به آن داده است. همانطور که در عکس‎ها نیز مشاهده می‎کنید، تیونر آلمانی (Kahn) برای جذاب‎تر شدن رنج‎روور اسپرت، قسمتی از کاپوت و تمام سقف خودرو را با رنگ مشکی مات طراحی کرده است.

لازمه اسپرت بودن خودرو، داشتن یک جفت رینگ و لاستیک شیک است. این رنج روور نیز از لاستیک‎های 22 اینچی با لبه‎های قرمز بهره می‎برد که همخوانی کاملی با قسمت‎های قرمز رنگ بدنه دارد. داخل کابین این مدل نیز به همان زیبایی طراحی بدنه آن است چراکه در آن از ترکیب چرم مشکی و نارنجی استفاده شده و در کنار صفحه کیلومتر قرمز رنگ، جلوه خاصی به نمای داخلی این خودرو بخشیده است. به نظر شما، تیونرهای داخلی توانایی خلق چنین آثار زیبایی را به مانند تیونرهای مطرح دنیا دارند؟

کامیون داف هیبریدی

کامیون داف هیبریدی

کامیون داف هیبریدی مدل DAF LF 45.160 یکی از سبزترین کامیون‎هایی است که تاکنون طراحی و ساخته شده است. این کامیون 12 تنی که در آن از موتور هیبریدی (دیزلی - الکتریکی) برای تولید قدرت استفاده شده است، مصرف سوخت بسیار پایینی دارد و گفته شده است که میزان آلایندگی آن نسبت به مدل‎های دیزلی، به اندازه 10 تا 20% کاهش یافته است.

این کامیون با داشتن یک موتور دیزلی استاندارد به حجم 4,500 سی‎سی و یک موتور الکتریکی، می‎تواند تا حجم 118 کیلووات یا 160 اسب بخار نیرو تولید کند و آن را از طریق یک گیربکس 6 سرعته اتوماتیک به چرخ‎ها منتقل سازد. این موتور الکتریکی که بین کلاچ و جعبه دنده قرار گرفته است، علاوه بر نقش مهمی که در سیستم هیبریدی دارد، به عنوان دینام نیز ایفای نقش می‎کند.

نکته بسیار مهمی که در اغلب خودروهای هیبریدی به چشم می‎خورد، ذخیره‎سازی انرژی حاصل از ترمز در باتری‎های لیتیومی است که هنگام شتاب گرفتن کامیون، وارد مدار تولید قدرت می‎شود و به افزایش شتاب کمک شایانی می‎کند. در این راستا، از یک سیستم کامپیوتری بسیار دقیق نیز استفاده شده است که وظیفه تنظیم سیستم موتوری هیبریدی، یعنی هماهنگ کردن رابطه بین موتور دیزلی و موتور الکتریکی را بر عهده دارد. به عبارت بهتر، این سیستم به‎طور اتوماتیک تعیین می‎کند که هر یک از موتورهای دیزلی یا الکتریکی، چه زمانی در تولید قدرت فعالیت داشته باشند و به نوعی بین آن‎ها تعادل برقرار می‎کند. اگرچه این کامیون 12 تنی، حدود 300 کیلوگرم از مدل دیزلی آن سنگین‎تر است، اما بنا به گفته شرکت خودروسازی داف، حداکثر تا 7.5 تن بار را می‎تواند حمل کند که این ویژگی، برای این کامیون سنگین وزن، بسیار ایده‎آل است.

بنا به نتایج آزمایشات صورت گرفته بر روی کامیون داف هیبریدی، زمانی‎که باتری کاملاً پر باشد، این کامیون می‎تواند تا مسافت حدوداً 2 کیلومتر را به تنهایی و بدون نیاز به موتور دیزلی طی کند که این مقدار برای ترددهای داخل شهری به ویژه مناطقی که توسط سازمان‎های حفاظت محیط زیست برای عبور خودروهای دیزلی ممنوع شده است، کفایت می‎کند و از این طریق، این کامیون به نوعی می‎تواند بر سبز بودن خود صحه بگذارد. در این شرایط، موتور دیزلی در واقع به حالت تعلیق در می‎آید و تولید قدرت به دست موتور الکتریکی سپرده می‎شود. گفتنی است، در این کامیون از یک سیستم دیگری نیز تحت عنوان LF استفاده شده است که در مواقعی که کامیون در حالت توقف به سر می‎برد، مصرف سوخت و انتشار آلایندگی را روی صفر نگه می‎دارد.

از دیگر مزایایی که در مورد این کامیون سبز می‎توان گفت، طول عمر طولانی‎تر اجزا و قطعاتی نظیر لنت ترمز و صفحه کلاچ است که در حالت عادی بیش‎تر در معرض سایش و پوسیدگی قرار دارند؛ زیرا در این کامیون، عمل ترمز در حقیقت زیر نظر بخش موتور الکتریکی است که همین مسئله باعث کاهش قابل ملاحظه هزینه تعمیر و نگهداری می‎گردد.

در خاتمه، بر هیچ کس پوشیده نیست که در آینده‎ای نه چندان دور، خودروهای هیبریدی به عنوان تنها وسایل نقلیه دوستدار محیط زیست برای نجات بشریت انقلابی بر پا خواهند کرد و تدریجاً موتورهای بنزینی و حتی دیزلی از بساط طبیعت، رخت بر خواهند بست. شما چه فکر می‎کنید؟ آیا این چشم‎انداز، محقق خواهد شد یا فقط در حد رؤیایی دست نیافتنی است؟

مقایسه سه سوپرخودرو (اینفوگراف)

مقایسه سه سوپرخودرو (اینفوگراف)

 

نمایشگاه ژنو امسال محلی بود برای معرفی جدیدترین سوپرماشین‎های تولید شده چند برند برتر. ایتالیاییها از "لامبورگینی وننو" و "فراری لافراری" رونمایی کردند و انگلیسی‎ها نسخه نهایی "مکلارن P1" را معرفی کردند.

1Carبرای اینکه  درک بهتری از این سه سوپرخودروی 7.4 میلیون دلاری داشته باشیم (حتماً هم با این بازار دلار، درک بهتری خواهیم داشت)، در اینفوگراف زیر می‎توانیم مشخصات و برتری کلیدی هرکدام را به تفکیک رنگ مشاهده کنیم. در این اینفوگراف اطلاعاتی شامل مقایسه قیمت، تعداد تولید هر مدل و چند پارامتر دیگر آورده شده است. اطلاعات مربوط به لامبورگینی وننو خاکستری،  فراری لافراری آبی، و مکلارن P1 با رنگ زرد مشخص شده است.

اطلاعات این سه سوپرماشین جدید را در کنار هم دیدید، حالا به نظر شما کدامیک برنده نهایی این مقایسه اجمالی خواهد بود؟

کیا سورنتو 2013

کیا سورنتو 2013

1carنسل جدید کیا سورنتو (2013) در حقیقت یک SUV در حدود ابعاد کیا اسپورتیج و  تویوتا هایلاینر می‎باشد. با این حال شما در سورنتو سه ردیف صندلی در اختیار دارید که فضای کاملاً مناسب را در اختیار افراد بزرگسال قرار می‎دهد و درحالی که کیا در بحث فضای داخل کابین و صندوق عقب بسیار سخاوتمندانه عمل کرده است، در امر کاهش مصرف سوخت نیز موفق بوده است.

 
البته نسل جدید در ارائه امکانات رفاهی نیز گشاده‎دست بوده و مواردی از قبیل بلوتوث، رادیوی ماهواره‎ای، صندلی خنک شونده راننده، غربیلک فرمان گرم شونده و سانروف پانوراما را در اختیار شما قرار می‎دهد و برطبق سنت کیا، تمامی این امکانات با پرداخت مبلغی به مراتب کمتر از سایر رقبا  در اختیار شما قرار می‎گیرند. در حقیقت سورنتو اندازه و امکاناتش در حد شاسی بلند های بسیار گران قیمت تر است که از این بابت کمپانی موفقی می‎باشد.

طراحی بدنه و سطح تجهیزات

کیا سورنتوی جدید در 3 تیپ LX، EX و SX عرضه می‎گردد. ظرفیت سرنشین در تمامی مدل‎ها به صورت استاندارد 5 نفر می‎باشد که در مدل‎های LX V6 و SX ردیف سوم صندلی که قابلیت جمع شدن دارند و نیز قابل سفارش می‎باشد که ظرفیت سرنشین را تا 7 نفر افزایش می‎دهد.

مدل پایه LX با تجهیزاتی از قبیل رینگ‎های 17 اینچی، آینه‎های گرم شونده، ورود بدون کلید، ادوات تمام برقی، کروز کنترل، تهویه مطبوع اتوماتیک، فرمان تلسکوپی، سیستم صوتی با قابلیت پخش سی دی و بلوتوث و خروجی IPOD و USB ارائه می‎گردد. در پکیج قابل سفارش برای این مدل چراغ‎های مه شکن، سنسور پارک، صندلی‎های گرم شونده جلو، آیینه وسط الکتروکرومیک و فرمان صوتی برای بکارگیری ادوات نیز به لیست امکانات افزوده می‎شود. که البته در مدل‎های  4 سیلندر LX این پکیج شامل موتور قوی تر، باربند و ردیف سوم صندلی‎ها نیز می‎باشد. که البتته اخیراً به این لیست صندلی برقی راننده با قابلیت تنظیم در 8 جهت، روکش چرم غربیلک فرمان و سر دنده و جعبه کمک‎های اولیه نیز افزوده شده است. 
در مدل مجهز تر EX  چهار سیلندر، تجهیزاتی از قبیل تهویه مطبوع مجزا برای سرنشینان عقب، دوربین دید عقب، سیستم صوتی INFINITY، آینه‎های برقی تاشو و حافظه صندلی راننده به خریدار عرضه می‎گردد.
در مدل‎های EX  شش سیلندر، علاوه بر تجهیزات بالا، صندلی برقی سرنشینان با قابلیت تنظیم در 4 جهت، سانروف پانوراما، رادیو HD و سیستم رهیاب لمسی نیز در اختیار راننده قرار می‎گیرند.
مدل SX نیز فقط با موتور 6 سیلندر V شکل ارائه می‎گردد و علاوه بر تجهیزات EX دارای تفاوت‎هایی در ظاهر خودرو از قبیل رینگ‎های 18 اینچی متفاوت، چراغ‎های عقب LED، تودوزی چرم دو رنگ و غربیلک فرمان گرم‎شونده می‎باشد.

قدرت و کارایی

 
سورنتو 2013 LX به صورت استاندارد با موتور 4 سیلندر با حجم 2,400 سی‎سی عرضه می‎شود که قدرتی معادل 175 اسب بخار را در اختیار راننده قرار می‎دهد. تمامی مدل‎ها با یک نوع گیربکس 6 دنده تولید می‎شوند که نیروی موتور را به چرخ‎های جلو منتقل می‎کند. البته سیستم چهار چرخ متحرک AWD نیز قابل سفارش است. شتاب 0 تا 100 کیلومتر در این مدل برابر با 9.9 ثانیه بوده و مصرف سوخت آن در شهر 13 لیتر، در بزرگراه 9 لیتر و در سیکل ترکیبی 11 لیتر به ازای هر یکصد کیلومتر می‎باشد. (در مدل های 4 چرخ متحرک به ترتیب 14، 11، 12 لیتر است)
در مدل‎های LX به صورت سفارشی و در مدل‎های EX به صورت استاندارد سیستم تزریق سوخت مستقیم در دسترس است که قدرت موتور را به 191 اسب بخار افزایش می‎دهد که شتاب‎گیری بهتری را به ارمغان می‎آورد. مصرف سوخت نیز درشهر 13، بزرگراه 9 و سیکل ترکیبی 11 لیتر می‎باشد. (در مدل های 4 چرخ متحرک به ترتیب 15، 11، 13 لیتر است). موتور مورد استفاده در مدل‎های SX خورجینی 6 سیلندر باحجم 3.5 لیتر می‎باشد که قدرتی معادل 276 اسب بخار تولید می‎کند. شتاب 0 تا 100 در این مدل 7.6 ثانیه است و مصرف سوخت آن در شهر 14، در بزرگراه 11 و در سیکل ترکیبی 12 لیتر است.

ایمنی

 
کیا سورنتو 2013 به صورت استاندارد با سیستم ترمز ضدقفل (ABS)، سیستم کنترل پایداری، سیستم محافظت از سر و گردن در موقع تصادفات، کیسه هوای جانبی سرنشینان جلو و کیسه هوای پرده‎ای که فقط سرنشینان ردیف اول و دوم را در بر می‎گیرد. در آزمون ترمز نیز توانست با سرعت 100 کیلومتر در ساعت پس از طی 40 متر توقف کامل نماید که کمی از حد معمول بیشتر است. در تست تصادف از جلو 4 ستاره و تصادف از جوانب نیز5 ستاره را  کسب کرد که موسسه ایمنی بزرگراه ها در آزمون قابلیت جمع شوندگی از جلو و میزان مقاومت سقف و ستون ها در صورت واژگونی به آن امتیاز خوب (بالاترین سطح امتیاز) را داد. 

طراحی داخلی

 
طراحی داخلی سورنتو 2013 به اندازه کافی جذاب می‎باشد که این امر مدیون طرح و چیدمان اصولی و رایج ادوات کنترل سیستم تهویه مطبوع و سیستم صوتی است. جنس داشبورد از پلاستیک سخت است ولی با کیفیت و متناسب با کلاس این خودرو به نظر می‎رسد. سیستم Uvo کیا که به راننده این امکان را می‎دهد تا با فرمان صوتی ادوات مختلف و تلفن همراه خود را کنترل کند نیز به خوبی عمل می‎کند.
صندلی های جلو راحتی و آسایش خوبی را در مسافت های طولانی به ارمغان می‎آورد و البته صندلی‎های تاشو ردیف سوم نیز کاملاً مناسب افراد بالغ و بلند قد می‎باشند که در خودرویی با این ابعاد، درخور توجه است و با خواباندن صندلی‎های ردیف دوم و سوم حجم بارگیری به 2,052 لیتر افزایش می‎یابد.

کیفیت رانندگی

موتور 2.4 لیتری سورنتو 2013 برای استفاده داخل شهر و با بار سبک به اندازه کافی قدرتمند می‎باشد ولی با سرنشین و بار سنگین‎تر کمی دچار افت توان می‎شود. البته در مدل‎های مجهز به تزریق سوخت مستقیم این کمبود توان تا حد زیادی جبران می‎شود. البته به خریدارانی که مدام با سرنشین زیاد و بارهای سنگین سر و کار دارند توصیه می‎شود تا مدل 6 سیلندر 3.5 لیتری را انتخاب کنند. در سرعت‎های بالا نیز داخل کابین عاری از کمترین نفوذ صدای باد و ناهمواری‎های جاده می‎باشد. همچنین هندلینگ خودرو قابل توجه بوده و کاملاً در کنترل راننده است. بدون شک سورنتو 2013 یکی از کراس اوور‎هایی است که رانندگی با آن لذت بخش است.

انواع کلاس خودروها (قسمت 2)

انواع کلاس خودروها (قسمت 2)

  نظر شما کاربران گرامی را به قسمت دوم این موضوع جلب می‎کنیم. باشد که بتوانیم نقش کوچکی در بالابردن دانش خودرویی شما عزیزان ایفا کنیم.

 

خودرو اسپرت (Sport car)

برای اتومبیل اسپرت تعریف خاصی وجود ندارد. ولی اغلب به خودروهایی اطلاق می‎شود که دارای شتاب و هندلینگ بالا هستند و البته برخی برای انواع دو نفره این لقب را به‎کار می‎برند. درکل به خودروهایی که دارای دو صندلی و دو درب بوده و دارای قدرت مانور بالا و وزن پایین می‎باشند، اسپرت می‎گویند. برای این کلاس نیز می‎شود از پورشه 911 نام برد.

 

جی‎تی (Grand tourer)

جی‎تی‎ها بزرگ‎تر، قدرت‎مند‎تر و سنگین‎وزن تر از اتومبیل‎های اسپرت هستند واغلب دیفرانسیل عقب می‎باشند. شاخصه دیگرشان این است که در بحث سرنشینان، 2+2 هستند. یعنی 2 صندلی با ابعاد و فضای کافی در جلو  دارند ولی در عقب فضا بسیار کم است و فقط دو نفر به سختی و فقط در مسافت‎های کوتاه می‎توانند از آن بهره گیرند. جی‎تی‎ها از اسپرت‎ها گران‎قیمت‎تر هستند ولی نه به اندازه سوپرخودروها. آستون مارتین DB9 نمونه بارز یک GT است.

 

سوپرخودرو (Supercar)

اصطلاح سوپرخودرو به اتومبیل‎هایی اطلاق می‎شود که دارای قابلیت‎های فوق‎العاده و کارایی بسیار بالا می‎باشند. اسطوره این گروه بوگاتی ویرون است.

 

ماسل‎ کار (Muscle car)

 به دسته‎ای از اتومبیل‎های دیفرانسیل عقب با موتور هشت سیلندر خورجینی که در آمریکا تولید می‎شود ماسل کار می‌‎گویند که اغلب دو درب نیز هستند. ماسل کارها همچنان در استرالیا تولید می‎شوند که از ‎میان آن‎ها می‎توان به فورد فالکون اشاره کرد. برای نمونه کلاسیک این گروه نیز می‎شود از پونتیاک GTO نام برد.

 

پونی کار (Pony car)

این اصطلاح نیز به گروهی از خودروهای آمریکایی اطلاق می‎شود که جمع و جور و مقرون به صرفه است و الهام گرفته از طراحی فورد موستانگ 1964 می‎باشد. شورولت کامارو نیز در این گروه جای می‎گیرد.

 

کروک (Convertible)

به اتومبیلی که دارای سقف قابل جمع شدن باشد کانورتیبیل یا همان کروک می‎گویند. البته Cabriolet یا Roadster نیز از نام‎های دیگر این کلاس از خودرو می‎باشند. برای مثال هوندا S2000 یک کروک است.

 

آف‎رود (Off-Road)

به اتومبیل‎های دودیفرانسیل شاسی بلند، آف‎رود می‎گویند. این کلاس نیز متشکل از 2 عضو میباشد.

1) اسیو‎وی (SUV)

اس‎یو‎وی (Sport Utility Vehicle) به خودروهای دودیفرانسیلی می‎گویند که نسبت به اتومبیل‎های دیگر، ارتفاع زیادی از سطح زمین داشته و توانایی عبور از جاده‎های ناهموار را دارند. لندروور دیسکاوری را میتوان برای نمونه مثال زد.

2) کراس‎اور (Crossover)

کراس‎اور‎ها در حقیقت مابین استیشن و اس‎یو‎وی هستند و تمام توانایی‎های یک ‎ُُSUV را ندارند و ارتفاع‎شان از سطح زمین نیز کم‎تر است. بی‎ام‎و X6 نمونه شاخص در میان این گروه است.

 

چند منظوره (MPV)

خودروهای چند منظوره (Multi-purpose vehicles) که به آن‎ها مینی ون نیز می‎گویند، از ون کوچک‎تر بوده و برای جا‎به‎جایی مسافر و یا بار طراحی گردیده‎اند. مثلاً فورد C-Max یک مینی ون است.

 

ون یا کمپر (Van or Camper)

یک ون از نظر ابعاد از یک MPV بزرگ‎تر بوده و گنجایش حمل بار یا مسافر بیش‎تری دارد. در بعضی موارد به آن‎ها مینی‎بوس هم گفته می‎شود. به این کلاس در آمریکا کمپر نیز اطلاق می‎شود. البته کمپر‎ها در اصل مجهزتر و دارای امکانات رفاهی بیشتری هستند و بیش‎تر مناسب سفرهای طولانی می‎باشند. از پیشکسوتان این کلاس می‎توان از فولکس‎واگن ترانسپورتر نام برد که جزء برترین‎ها و پرفروش‎ترین‎های این گروه در سراسر دنیا می‎باشد.

همانطور که دیدید کلاس‎های خودرویی بسیار متنوع است و هر شهروند بسته به میزان نیاز خود می‎تواند به راحتی مناسب‎ترین گزینه را انتخاب کند. متاسفانه در کشور ما این حق انتخاب بسیار محدود است. راستی اگر بخواهید سفری به شمال کشور داشته باشید ترجیح می‎دهید با کاروان سایپا سفر کنید یا پراید سفری؟ شاید هم پژو 405 استیشن را ترجیح دهید! البته متاسفانه یا خوشبختانه این خودروها در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 شمسی و به تعداد بسیار محدود  تولید می‎شده‎اند و دیگر در دسترس نیستند!

انواع کلاس خودروها (قسمت 1)

انواع کلاس خودروها (قسمت 1)

  Car & Truckهمواره سعی داشته تا با مقالات فنی و علمی نقشی در افزایش سطح اطلاعات خودرویی کاربران گرامی ایفا کند. در همین راستا با توجه به افزایش تولید روزافزون انواع خودرو و تنوع بالای محصولات کمپانی‎های اتومبیل‎سازی، در طی دو بخش به توضیح درباره انواع کلاس خودروها خواهیم پرداخت. نظر شما را به قسمت اول این مقاله جلب می‎کنیم.

شاخصه‎های فراوانی نظیر حجم موتور، اندازه بدنه، وزن و نوع کاربری، در امر طبقه‎بندی خودرو‎ها به کلاس‎های مختلف تاثیرگذار می‎باشند. جالب است بدانید که در سراسر دنیا، کلاس خودرو تعیین کننده میزان مالیاتی است که مالک باید برای اتومبیل خود پرداخت کند. مثلا در سال 1920، مالکین اتومبیل‎های الکتریکی شهری در اروپا از پرداخت مالیات معاف گردیدند چون مقامات بر این عقیده بودند که این کلاس از خودروها هیچ‎گونه هزینه‎ای بر دوش شهرداری نمی‎گذارند. حال به بررسی انواع مختلف این کلاس‎ها می‎پردازیم:

 

میکروخودرو (Microcar)

در حقیقت این خودروها مابین موتورسیکلت و اتومبیل می‎باشند که حجم موتورشان کمتر از یک لیتر یا همان 1000 سی سی است و اغلب دارای دو صندلی هستند. ظاهر میکروخودرو‎ها معمولاً عجیب و غیر معمول است و برخی از آن‎ها تنها دارای سه چرخ می‎باشند! ناگفته نماند که اکثر میکرو‎خودرو‎های امروزی الکتریکی هستند. از میان این دسته از اتومبیل‎ها می‎توان به Smart Fortwo اشاره کرد.

 

هاچ‎بک (Hatchback)

شاید برای شما جالب باشد که بدانید این گروه از خودروها خود به 5 دسته مختلف تقسیم می‎شوند:

1) هاچ‎بک فوق جمع و جور (Ultracompact car)

در سال 2012 وزیر گردش‎گری کشور ژاپن دستور داد تا برای مسافت‎های کوتاه، از اتومبیل‎های فوق جمع و جور برای جابه‎جایی مسافران و توریست‎ها استفاده گردد. این دسته اتومبیل‎ها، از مینی خودروها کوچک‎ترهستند و حجم موتورشان نیز بیش‎تر از 50 سی سی است و توانایی حمل یک یا دو نفر را دارند. البته چون این یک کلاس جدید در میان رده‎بندی خودروها است، هنوز استاندارد ایمنی برای آن تعریف نشده و قرار است تا پاییز امسال اعلام گردد. نیسان توئیزی نیز یک هاچ‎بک فوق جمع و جور است.

2) هاچ‎بک شهری (City car)

این خودرو برای استفاده داخل شهر طراحی شده و برخلاف میکروخودروها قوی‎تر و دارای ظرفیت حمل مسافر بیشتری است. همچنین از آن‎ها قابل مطمئن‎تر و دارای تجهیزات بیشتری هستند. گرچه این کلاس از اتومبیل‎ها می‎توانند به سرعت‎های بالا در بزرگراه‎ها دست پیدا کنند، ولی بدین منظور طراحی نشده‎اند. البته در کشور ژاپن قانون حکم می‎کند که حجم موتور این گروه بیش‎تر از 660 سی سی نباشد و طول خودرو نیز نباید از 3400 میلی‎متر تجاوز کند. برای این دسته از اتومبیل‎ها نیز می‎توان فیات پاندا را مثال زد.

3) سوپرمینی (Supermini)

سوپرمینیها می‎توانند دارای 3 یا 5 درب باشند. و برای حمل چهار سرنشین، به‎طوری‎که راحت باشند، طراحی گردیده‎اند. طول این دسته از هاچبک‎ها  در حدود 3900 میلی‎متر می‎باشد. در حالی‎که این رقم در اتومبیل‎های سدان حدود 4200 میلی‎متر است. قابل توجه است که اولین سوپرمینی،فیات 500 بود که در سال 1957 تولید شد. امروزه این کلاس خودروها، از فروش بالایی  در کشورهای اروپایی برخوردارند. فولکس‎واگن پولو بارزترین نمونه در این گروه است.

4) هاچ‎بک جمع و جور یا خودرو کوچک خانوادگی (Compact car or Small family car)

طول اتومبیل‎های این گروه تقریباً اندازه سدانها (سالون‎ها)، یعنی در حدود 4250 میلی‎متر می‎باشد. این خودروها فضای کافی برای حمل پنج مسافر بزرگسال را دارد و اغلب مجهز به موتورهای 1.4 لیتری الی 2.2 لیتری هستند. این کلاس در کشورهای توسعه یافته بیشترین محبوبیت را دارند. مثال مناسب برای این دسته نیز فورد فوکوس است.

5) سوپرهاچ‎بک (Hot hatch)

به هاچ‎بک‎هایی که قابلیت‎ بالا و موتور نیرومند دارند،  Hot hatch گفته می‎شود. این خودروها بر اساس همان هاچ‎بک جمع و جور خانوادگی ساخته شده‎اند ولی از کارایی بالاتر و هندلینگ بهتر برخوردارند. این گروه نیز در اروپا از محبوبیت بالایی برخوردارند . گل سرسبد این گروه نیز فولکس‎واگن گلف GTI است.

 

سدان (Sedan)

به این دسته از خودروها سالن (Saloon) نیز گفته می‎شود وخود به 6 دسته تقسیم می‎شوند.

1) سدان متوسط (mid-size)

به این گروه در اروپا Large Family و در آمریکا mid-size گفته می‎شود. این خودروها دارای صندوق عقب بزرگ و جادار بوده و توانایی حمل پنج سرنشین بزرگسال را دارند. اکثراً دارای موتورهای شش سیلندر و قوی هستند. ابعاد این گروه از خودروها در کشورهای مختلف متفاوت می‎باشد. در اروپا طول سدان‎های متوسط در حدود 4700 میلی‎متر ولی در استرالیا و آمریکای شمالی بیش‎تر از 4800 میلی‎متر است. شورولت مالیبو در این گروه جای می‎گیرد.

2) سدان جمع و جور (Compact executive)

سدان‎های جمع و جور نظر تجهیزات در سطح سدان‎های متوسط هستند ولی از نظر فضای سرنشینان عقب و صندوق عقب از آن‎ها کوچک‎تر می‎باشند. مثل بی‎ام‎و سری 3.

3) سدان بزرگ (full-size)

بیش‎ترین آمار فروش این گروه مربوط به آمریکای شمالی و استرالیا می‎باشد. طول بدنه این خودروها بالای 4900 میلی‎متر است. شورولت ایمپالا نیز در این گروه جای می‎گیرد.

4) نیمه لوکس (mid-luxury)

این دسته نیز از نظر ابعاد با سدان‎های بزرگ یکسان بوده و از تجهیزات کامل‎تر و کیفیت بالاتری سود می‎برند. مرسدس-بنز کلاس E نیز از اعضای این گروه است.

5) تمام لوکس یا گرند سالن (Full-size luxury or Grand saloon)

گرند سالن‎ها که در آلمان به آن‎ها Oberklasse گفته می‎شود، به طور معمول دارای 4 درب بوده و از نظر تجهیزات در بالاترین سطح قرار دارند و مجهز به موتور های شش، هشت و حتی دوازده سیلندر هستند. نمونه قابل ذکر برای این گروه مرسدس-بنز کلاس  S است.

6) سدان اسپرت (Sports sedan)

به سدان‎هایی که قابلیت‎های بالا و موتور نیرومند دارند سدان اسپرت می‎گویند که می‎توانند 4 یا پنج نفر را حمل کنند. برای مثال می‎توان از بی‎ام‎و M5 نام برد.

 

استیشن (Station wagon)

به خودروهایی استیشن می‎گویند که سقفش تا انتهای قسمت بار ادامه پیدا می‎کند و می‎تواند سه یا پنج درب باشد. در حقیقت این خودروها به جای 3 ستون در هر سمت، 4 ستون دارند. تقریباً در تمام اتومبیل‎هایی که در این گروه قرار می‎گیرند، می‎توان با خواباندن صندلی سرنشینان، فضای حمل بار را افزایش داد. برای مثال میتوان از مرسدس-بنز CLS Shooting Brake نام برد.

متولدین دهه 50 و 60 شمسی و قبل از آن احتمالاً باید موتورسیکلت‎های سه چرخه‎ای که دارای اتاقک دست‎ساز بودند را به خوبی به یاد آورند، که اکثراً کار حمل و پخش نفت را در سطح تهران انجام می‎دادند. به نظر شما آن‎ها در کدام کلاس قرار می‎گرفتند؟!

 جیپ چروکی با نام Liberty Light

  جیپ چروکی با نام Liberty Light

شرکت خودروسازی جیپ به زودی جدیدترین مدل چروکی SUV را در نمایشگاه اتومبیل شانگهای رونمایی خواهد کرد. به گفته خبرگزاری‎ها، اگرچه جیپ چروکی 2014 به عنوان جایگزینی برای Liberty سابق، طراحی و ساخته شده است، اما شواهد حاکی از آن است که بازار چین تمایل دارد این خودرو را با همان نام قدیمی خود خرید و فروش کند. بنا به گفته یک منبع خبری در چین، جیپ جدید در بازار جهانی نیز با نام Ziyou Guan که در زبان انگلیسی به آن Liberty Light گفته می‎شود، به فروش خواهد رفت.

نکته جالب‎تر این‎که، جیپ Liberty که از سال 2002 تاکنون با همین نام در دنیا در حال خرید و فروش بوده است و هم‎اکنون نیز در حال آغاز فصل جدیدی از زندگی خود است، هرگز در بازار چین فروخته نشده است. به گفته منابع خبری، جیپ جدید Ziyou Guan یا همان Liberty Light با داشتن یک موتور 4 سیلندر 1.4 لیتری و مجهز به توربوشارژر که برگرفته از خودروی فیات است، می‎تواند 120 یا 150 اسب بخار نیرو تولید کند و آن‎ها را از طریق گیربکس دستی 5 سرعته به چهار چرخ خودرو منتقل سازد.

اگرچه گفته شده است که امکان در نظر گرفتن یک موتور 4 سیلندر 2.4 لیتری به عنوان یک آپشن وجود دارد، اما نشانه‎ها حاکی از آن است که چین تمایل زیادی به استفاده از موتورهای 6 سیلندر خورجینی 3.6 لیتری در این خودرو ندارد.

بر اساس آن‎چه در رسانه‎ها منتشر شده است، شرکت خودروسازی جیپ، خط تولید این خودرو را با همکاری شرکت خودروسازی فیات راه‎اندازی خواهد کرد. آیا به نظر شما، چروکی جدید که از ترکیب دو برند جیپ و فیات تولید خواهد شد، توان رقابت با رقبای خود را خواهد داشت؟